تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
و ليكن خدا * ( يَمُنُّ ) * منت مينهد بنعمت نبوت و كرامت رسالت * ( عَلى مَنْ يَشاءُ ) * بر هر كه ميخواهد * ( مِنْ عِبادِه ) * از بندگان خود * ( وَما كانَ لَنا ) * و نيست ما را و نميتوانيم * ( أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ ) * آنكه بياريم براى شما حجتى يعنى معجزه كه ميطلبيد بر وجه اقتراح * ( إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ) * مگر بفرمان خدا و بمشيت او يعنى از نزد خود بىاراده خدا كارى نميتوانيم كرد و مهمى نميتوانيم ساخت بلكه آن متعلق بمشيت اللَّه است فلهذا تخصيص ميگرداند هر پيغمبرى را بنوعى از معجزات * ( وَعَلَى اللَّه ) * و بر خداوند نه بر غير او * ( فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * بايد كه توكل كنند گرويدگان در صبر بر معانده و معادات شما تعميم از جهت اشعار است به آن چه موجب توكل است و مراد ايشان به اين نفسهاى خودشان بود و لهذا در عقب اين گفتند * ( وَما لَنا ) * و چيست ما را يعنى چه داريم * ( أَلَّا نَتَوَكَّلَ ) * در آنكه توكل نكنيم * ( عَلَى اللَّه ) * بر خداى تعالى * ( وَقَدْ هَدانا ) * و حال آنكه راه نموده است ما را * ( سُبُلَنا ) * براههاى راست يعنى راهى كه بدان ميشناسيم او را و ميدانيم كه اذمه امور بدست قدرت او است * ( وَلَنَصْبِرَنَّ ) * و به خدا كه صبر خواهيم كرد * ( عَلى ما آذَيْتُمُونا ) * بر آن چه ايذا ميرسانيد ما را از تكذيب و مخالفت * ( وَعَلَى اللَّه ) * بر خدا نه غير او * ( فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ) * بايد كه ثابت باشند توكل كنندگان و بر آن راسخ باشند و بر هر چه بر ايشان ميرسد واقدى باسناد خود از ابى مريم و او از ابى دردا روايت كرده كه پيغمبر ( ص ) فرمود كه هر كه در شب از كيك متاذى باشد بايد كه قدحى از آب پر كند و هفت بار آيهء * ( وَما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ ) * را بر او خواند و آن را در حوالى فراش خود بپاشد آن شب از شر كيك ايمن باشد * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و گفتند آنان كه كافر بودند * ( لِرُسُلِهِمْ ) * مر رسولان خود را * ( لَنُخْرِجَنَّكُمْ ) * هر آينه بيرون كنيم شما را * ( مِنْ أَرْضِنا ) * از زمين خود * ( أَوْ لَتَعُودُنَّ ) * يا آنكه عود كنيد يعنى موافقت نمائيد با ما * ( فِي مِلَّتِنا ) * در كيش ما سوگند خوردند بر آن كه يكى از اين دو امر صادر شود يا اخراج ايشان رسولان را از بلاد خود يا عود رسولان بملت ايشان و عود اينجا بمعنى صيرورتست زيرا كه رسل هرگز بر ملت ايشان نبوده‌اند و ميتواند بود كه خطاب بهر رسولى بوده باشد و بهر كه به او ايمان آورده پس تغليب جماعة بر واحد كرده باشد و چون ايشان در كيش خود راسخ شدند و در صدد اخراج و اضرار پيغمبر خود شدند * ( فَأَوْحى إِلَيْهِمْ ) * پس وحى كرد