تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
يعنى قرآن تا از وادى ضلالت بهداية رسند * ( وَهُمْ يَكْفُرُونَ ) * و حال آنكه ايشان نميگروند * ( بِالرَّحْمنِ ) * بخداى كه رحمن نام او است يعنى بليغ الرحمة كه نعمة او محيط است به همه بندگان و رحمة او واسع به همه چيز و از جمله انعام نعمة رسالتست و انزال قرآن كه مناط جميع منافع دينيه و دنيويه است مراد مشركان مكه‌اند كه چون ايشان را گفتند سجده كنيد رحمن قالوا و ما الرحمن و در صلح حديبيه نيز حضرت رسالت ( ص ) امير المؤمنين را گفت كه بنويس بسم اللَّه الرحمن الرحيم سهل بن عمرو گفت ما رحمن را نميشناسيم * ( قُلْ هُوَ رَبِّي ) * بگو اى محمد كه رحمن آفريدگار منست * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * هيچ معبودى سزاوار پرستش نيست مگر او * ( عَلَيْه ) * بر او نه بر غير او * ( تَوَكَّلْتُ ) * توكل كردم در يارى دادن و مرا بر شما غالب ساختن * ( وَإِلَيْه مَتابِ ) * و بسوى او است بازگشت من و شما آورده‌اند كه جمعى از قريش چون ابو جهل و عبد اللَّه ابن اميه و اتباع ايشان در پس خانه كعبه بنشستند و رسول را حاضر كردند و گفتند تو دعوى ميكنى كه من رسول خدايم و اين قرآن از نزد خدا به من فرود مىآيد اگر ميخواهى كه تو را متابعت كنيم پس به اين قرآن خود كوه هاى مكه را از حوالى مكه بردار تا زمين بر ما گشاده گردد و بان زمين را بشكاف تا چشمها و جويها پديد آيد و ما زراعت كنيم و قصى بن كلاب را كه جدتست زنده گردان با پدران ما تا در حقية تو با ما سخن گويند چه تو مىگويى كه من بهتر از عيسىام و براى عيسى مرده زنده ميشد پس تو نيز اين نوع معجزات بنما تا تصديق تو كنيم آيه آمد كه * ( وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً ) * و اگر بودى كتابى در عالم * ( سُيِّرَتْ بِه الْجِبالُ ) * كه ببركة آن رانده شدى كوه هاى يعنى در وقت خواندن وى كوه ها از مواضع خود برفتى * ( أَوْ قُطِّعَتْ بِه الأَرْضُ ) * پا شكافته شدى به او زمين چون بر او خواندندى * ( أَوْ كُلِّمَ بِه الْمَوْتى ) * يا بسخن در آورده شدى ببركت تلاوت آن مردگان هر آينه اين قرآن بودى كه در غاية اعجاز است و در نهاية تذكير و انذار يا اگر به قرآن جبال روان شدى و زمين شكافته گشتى و مردگان بسخن در آمدندى كفار مكه ايمان نياوردندى حذف جواب شرط بقرينهء سؤال مذكور است و مراد از اين تعظيم بيان قرآنست و مبالغه در عناد كفره و تصميم ايشان و نزد بعضى جواب شرط مقدمست و هو قوله وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ و ما بينهما اعتراض است و تذكير كلم خاصة بجهة آنست كه موتى مشتمل است بر مذكر حقيقى و گويند معنى آنست كه اگر بانذار كتابى كوه ها از اماكن خود متزعزع شدى و بركنده گشتى و زمين شكافته شدى و پاره پاره گشتى و مردگان بسخن در آمده اجابت آن كردندى هر آينه اين قرآن بودى كه در نهاية انذار و تخويف است كما قال لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 110 | الملا فتح الله الكاشاني