تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و شترانى كه بر جهاز هر يك سريرى باشد از يك دانه ياقوت و بر هر سريرى قبه از زر و در هر قبه فرشهاى بهشت گسترده و در هر يك از آن دو كنيزك از حور العين بر هر كنيزى دو جامه از جامهاى بهشت كه هيچ لونى نباشد در بهشت كه بر آن جامه نباشد و هيچ لونى نبود مگر كه از آن نيايد و روشنايى روى ايشان از وراى قبه درخشد و ايشان در لطافت چنان باشند كه مغز استخوان ايشان در استخوان پيدا بود مانند مرواريد سفيد كه درخشد در ميان ياقوت سرخ پس مؤمنان دست در گردن آنها كنند و گويند كه و اللَّه ما گمان نبرديم كه حقتعالى مانند شما خلقى آفريده باشد پس بفرشتگان خطاب رسد كه ايشان را بمنازل و درجات خودشان رسانيد با جلال و اكرام تمام و ثعلبى در تفسير خود از كلبى نقل كرده كه ابو صالح از عبد اللَّه بن عباس روايت كرده كه درخت طوبى در سراى على بن ابى طالب ( ع ) باشد و در سراى هر مؤمنى از آن شاخى باشد و همين روايت را ابو بصير از ابو عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده و على بن ابراهيم از پدر خود از حسن بن محبوب از على بن رباب از ابو عبيده حداد كه ابو عبد اللَّه ( ع ) فرمود كه پيغمبر ( ص ) هر روز بام داد فاطمه عليهم السلام را ميبوسيد و او را ميبوئيد بعضى منكر اين صورت شده اظهار اين معنى كردند فرمود كه شبى كه مرا بمعراج بردند به بهشت در آمدم و جبرئيل مرا به زير درخت طوبى آورد و سيبى از آن درخت جدا كرد و به من داد چون آن را خوردم حق تعالى آن را در پشت من آب گردانيد و بعد از آنكه به زمين آمدم با خديجه مواقعه كردم بفاطمه ( ع ) حامله شد پس هر گاه مشتاق بهشت ميشوم فاطمه را ميبويم چه هر گاه او را ميبويم بوى درخت طوبى را مىشنوم پس فاطمهء من حوراء انسيه است و حاكم ابو القاسم حسكانى باسناد از موسى ابن جعفر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت از اباء گرام خود عليهم السلام نقل كرده كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله را از درخت طوبى سؤال كردند فرمود شجرة اصلها فى دارى و فروعها على اهل الجنة درختى است كه اصل آن در سراى منست و شاخهاى آن بر اهل بهشت منبسط شده نوبة ديگر از او پرسيدند فرمود فى دار على گفتند يا رسول اللَّه نوبة اول فرمودى كه اصل آن در سراى منست و اين نوبت گفتى در سراى على است فرمود كه ان دارى و دار على فى الجنة به مكان واحد بدرستى كه سراى من و سراى على در بهشت در يك موضع باشد و بدانكه چون حقتعالى ذكر نعمة فرمود به ثواب و حسن ماب در عقب آن ذكر نعمة ارسال حضرت خاتم الانبياء ( ص ) ميفرمايد كه وساطه است در وصول بنعم جنان و ميگويد * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه رسل پيش از تو فرستاديم براى هداية * ( أَرْسَلْناكَ ) * فرستاديم تو را * ( فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ ) * بسوى امتى كه گذشته‌اند پيش از ايشان امتان ديگر * ( لِتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ ) * تا بخوانى بر ايشان * ( الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * آن چيزى را كه وحى كرده‌ايم به تو