آن كردند در عقب آن بيان محرمات فرموده مرويست كه چون كفار اين آيه را شنودند گفتند هر گاه همهء انعام حلال باشد پس حرام كدام است آيه آمد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( لا أَجِدُ ) * نمييابم * ( فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ ) * در آنچه در قرآن يا در مطلق آنچه وحى كرده شده است به من * ( مُحَرَّماً ) * طعامى كه حرام كرده شده باشد * ( عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه ) * بر خورندهء كه بخورد آن را در اين آيه تنبيه است بر آنكه تحريم معلوم نمىشود الا بوحى نه بهواى نفس مراد آنست كه حقتعالى در شرع هيچ چيز را حرام نفرموده * ( إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً ) * مگر كه باشد آن طعام مردار * ( أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ) * يا خون ريخته شده اين عطف است بر ان و مدخول ان و دم مسفوح خونيست كه در وقت ذبح از اوداج مذبوح رود و يا در زندگى او از او بيرون آيد و تخصيص مسفوح بذكر جهت آنست كه متخلف در عروق و ساير اعضا بعد از ذبح معفو عنه است و حلال * ( أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ ) * يا گوشت خوك و آنچه از آن توان خورد و تخصيص لحم جهت آنست كه جزء اعظم است در اكل * ( فَإِنَّه رِجْسٌ ) * پس بدرستى كه خوك يا گوشت آن قذر است و منفور عنه به جهت تعود آن با كل نجاست و يا پليد است و بدانكه تخصيص ميتة و دم مسفوح و خنزير بذكر تحريم با آنكه غير آن نيز
محرم است از منخنقة و موقوذة و متردية و غير آن چنانچه در سورة المائده گذشت به جهت آنست كه اسم ميته بر جميع اين صادقست چه ميته عبارت است از هر چه حياة در او مفقود شده باشد بدون تذكيه شرعيه پس آيه مجمل باشد و تفصيل اين در مايده محرر گشت و قوله اجود از اين آنست كه حقتعالى تخصيص اين اشياء فرمود به جهت تعظيم حرمت آن و تأكيد آن و تحريم ما عداى آن در موضع ديگر مبين شده كه آن بنص قرآن است و يا بوحى غير آن و نيز اينسوره مكيست و مايده مدنى پس جايز است كه در مكه همين سه چيز حرام بوده باشد و بعد از آن در مدينه ما عداى آن حرام شده باشد و در آيه دليل است بر آنكه پوست مردار پليد و حرام است زيرا كه مردار عبارتست از هر چه در آن حياة بوده باشد و پوست محل حياة است پس مردار باشد و نيز از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه كه
لا تنفقوا من الميت باهاب و لا عصب
يعنى پوست و پيه مرده را انفاق مكنيد و قوله * ( أَوْ فِسْقاً ) * عطف است بر لحم خنزير و بينهما اعتراض است به جهت تعليل يعنى حرام نيست مگر مرده و گوشت خوك و كشته شده بفسق و آن هر حيوانيست كه مأكول اللحم باشد كه * ( أُهِلَّ ) * آواز برداشته باشد * ( لِغَيْرِ اللَّه ) * براى غير خداى * ( بِه ) * به آن يعنى بوقت ذبح آن اين جمله صفت موضحه فسقا است و تسميه آنچه مذبوح شده باشد باسم صنم بفسق به جهت توغل آنست در فسق و جايز است كه فسقا مفعول له
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 482
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٨٢