بمحدث آن و مخصص آن به آنچه مختص است به آن در تفسير جرجانى مذكور است كه ابراهيم بر وجه تهكم و استهزا بآفتاب پرستان فرمود كه
هذا ربى بزعمكم
چنان كه يكى از ما مجسمه را گويد كه هذا ربى يعنى اينكه مىآيد و ميرود و مينشيند و برميخيزد خداى منست تا تنبيه ايشان كند كه هر كه چنين باشد خدايى را نشايد چنان كه در خبر آمده كه يكى از حواريان بجايى رسيد كه بت ميپرستيدند خواست كه ايشان را از آن منع كند اما دانست كه ايشان قبول اين معنى نكنند زيرا كه از حين كودكى تا اين زمان به اين مشغول بودهاند و اعتقاد باطل ايشان رسوخ پيدا كرده پس ايشان را گفت اينها معبودان شمااند ايشان را نيكو پرستش كنيد تا در وقت درماندگى بفرياد شما رسند ايشان گفتند كه نيكو مرديست كه ما را نصيحت مىكند بحسن عبادت معبودان ما قول او را بشنويد و نصيحت او را قبول كنيد پس روزگارى برنيامد كه نكبتى و پيسى بايشان رسيد نزد او آمدند و حال خود را به او باز گفتند گفت حال وقت آنست كه اين خدايان شما را فريادرسى نمايند و بفرياد شما رسند و به جهت آن عبادتهاى بسيار كه از شما صادر شده بشما نفع رسانند و دفع ضرر از شما كنند برويد پيش اين بتان و تضرع و زارى كنيد تا شما را فرياد رسند ايشان بيامدند و در عبادت بيفزودند و تضرع كردند هيچ بر آن مترتب نشد پس پيش آن مرد حوارى رفتند و بسيار بگريستند و بناليدند و بگفتند هر چند تضرع و زارى كرديم فايده نداد وى چون ديد كه وقت آنست كه سخن او مؤثر شود گفت اى نادانان و گمراهان نميدانيد كه ايشان نشنوند و نبينند و بر سود و نفع و ضرر قدرت ندارند ما و شما را خدايى هست توانا و دانا و بينا و شنوا كه چون او را بخوانيد بشنود و چون بخواهيد بدهد غنى بالذاتست و حاجت بر او روانيست بيائيد تا بدرگاه او رويم و او را بخوانيم و اين بليت جز او رفع نكند گفتند ما ندانيم تو او را بخوان تا ما ترا متابعت كنيم وى دعا كرد حقتعالى اجابت كرد و آن بلا را از ايشان بگردانيد همهء ايشان ايمان آوردند پس همچنين غرض ابراهيم آن بود كه بر خطاب و جهل ايشان تنبيه كند و در آيه دليل است بر آن كه معارف ضرورى نيست چه اگر ضرورى بودى ابراهيم در بدايت كار محتاج نظر و استدلال نبودى و چون مقام مقتضى مزيت تفصيل و تبيين كلام است در باب تنزيهء انبيا از عبادت غير حقتعالى و ظاهر آيه موهم خلاف آنست از اينجهت در اين باب اكتفاء بما سبق نمىكنيم بلكه در استيفاى اين مبحث كوشيده مىگوييم كه ( علم الهدى روح اللَّه روحه ) در تنزيه الانبيا آورده كه اهل خلاف گويند كه چه مىگوييد در معنى قوله تعالى حاكيا عن ابراهيم فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً الى قوله * ( إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ) * كه مقتضى آنست كه ابراهيم عليه السّلام در وقتى از اوقات معتقد الهية كوكب بوده باشد و حال آنكه شما مىگوييد كه اين بر انبيا روا نيست جواب گوئيم كه در اين
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٢٠