در گرو حجامت مىداند و از حجّام نيز اظهار تشكر مىنمايد .
يا مثل كسى كه براى منفعت مسافرت مىنمايد اين شخص نيز تمام رنجهاى سفر را احساس مىكند ولى علاقه به ثمره اين مسافرت مشقّت سفر را برايش آسان مىنمايد و به سختىهاى سفر راضى مىشود .
بنا بر اين هر گاه از طرف خداوند متعال بلايى به او برسد و يقين داشته باشد به اين كه ثوابى كه خدا در برابر اين بلا برايش ذخيره كرده است فوق آنچه كه از دست او رفته است مىباشد ، به آن بلا راضى مىشود و ميل و رغبت به آن پيدا مىكند و به آن علاقهمند مىگردد و از خداوند متعال در برابر بلا تشكر مىنمايد . همان گونه كه از طبيب تشكر مىكند .
رضاى مقرّبين
درجه بالاتر رضا اين است كه مانند درجه پايين رضا ، درد را احساس مىكند ولى بلا را دوست دارد نه از جهت اين كه به ثواب نايل شود بلكه از جهت اين كه بلا مطابق خواسته محبوب و مورد رضايت او است .
چون هر كس محبوبش را زياد دوست داشته باشد تمام مقاصد و خواستههايش در خواسته محبوبش خلاصه مىشود و هر چه محبوبش بخواهد آن را مىخواهد « پسندد آنچه را جانان پسندد » . اين مطلب در بين انسانها كه نسبت به يك ديگر محبت دارند نيز مشاهده