حجامت و سر تراشيدن دارد ، درد تيغ را احساس نمىكند ، در تمام اين موارد كه گفته شد اگر انسان مستغرق در امر مهمى باشد ما وراى آن امر را درك نمىكند . ( در روايت است كه تيرى كه در ميدان جنگ به پاى امير المؤمنين على عليه السّلام رفته بود هنگام نماز از پاى حضرت بيرون آوردند و حضرت متوجه نشدند چون غرق در عبادت و راز و نياز با پروردگار خويش بوده است ) .
نظائر اين موارد در افراد زياد مشاهده گرديده است چه بسا افرادى بر اثر اشتغال به كارى مهم ساعتها گرسنه و تشنه بودند ولى اصلا گرسنگى و تشنگى و درد و رنج آن را احساس نكرده و متوجه نشدهاند كه گرسنگى و تشنهاند .
همچنين عاشقى كه غرق در مشاهده محبوب خويش باشد هر درد و رنجى بر او وارد شود احساس نمىكند چون غرق در محبت محبوب است .
اين در مورد كسى است كه از غير محبوبش بلايى به او برسد ، پس چگونه است اگر از طرف محبوبش بلايى برسد . واضح است كسى كه بلاى رسيده از طرف غير محبوب را به خاطر شدت علاقهاش به محبوب حس نمىكند بلايى را كه از طرف محبوب به او برسد با دل و جان مىپذيرد و به طريق اولى آن را احساس نمىكند ، چون اشتغال قلبى به محبوب از بزرگترين اشتغالات است .
وقتى اين اشتغال و درك نكردن درد كوچك ، به واسطه محبت كوچك تصور شود ، درك نكردن درد بزرگ به خاطر محبت بزرگ قابل
مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٢١٨