يعنى اظهار نيرومندى در برابر دشمنان نيكو است ولى در برابر دوست زشت است ، در نزد دوست اظهار عجز نيكو است و اظهار نيرومندى بد است . به همين جهت است كه اهل حقيقت گفتهاند :
صبر براى عوام مردم از مشكلترين منزلها است و وحشتناكترين منزلها در طريق محبت و زشتترين منازل در راه توحيد است .
اما اين كه صبر براى عامه مردم مشكل است براى اين كه شخص عامى خود را به رياضت و سختى تمرين نداده است و خويشتن را به صبر و استقامت در برابر بلا نيازموده و نفس را به سركوبى عادت نداده است لذا طاقت تحمل بلا را ندارد و از اهل محبت نشده است كه از بلا لذت ببرد . و هر گاه خدا او را به بلا امتحان كند چون او در مقام نفس و خواهشهاى نفسانى است بلا را نمىتواند تحمل كند و جزع و فزع بر او غلبه مىكند و خويشتن دارى بر او دشوار مىشود و نمىتواند خودش را كنترل كند زيرا آرامش قلب ندارد .
اما اين كه صبر براى عوام از وحشتناكترين منازل محبت است براى اين است كه لازمه محبت مأنوس شدن با محبوب و خاص محبوب گشتن است . به عبارت ديگر بلا را يكى از الطاف خاصه محبوب محسوب مىدارد ، در صورتى كه لازمه صبر همانطور كه قبلا گفته شد ناخرسندى از بلا است . بنا بر اين صبر و محبت با يك ديگر منافات دارند و ضد يك ديگرند .
و اما اين كه صبر براى عوام از زشتترين منازل راه توحيد است براى اين است كه شخص صابر مدعى قوّت و ثبات است و ادعاى
مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: الشهيد الثاني
ص٢١٢