در اينجا : الانسان و يا محمد ، از مقولهء جوهر است و كاتب و ضاحك از مقوله عرض .
* تغاير مفهومى و معنايى يعنى چه ؟
يعنى : ذات و مبدأ به يك وجود ، در خارج موجودند و داراى يك مابازاء خارجى هستند ، به عبارت ديگر ميان آن دو عينيت و وحدت حكمفرما است . لكن در ذهن ما معنايى كه از ذات فهميده مىشود غير از معنايى است كه از مبدأ به ذهن مىآيد .
مثل : تمام صفات كماليه و جماليه و به عبارت ديگر ثبوتيه ، كه گفته مىشود . اللّه عالم ، قادر مريد و . . . .
حال : مبادى اوصاف مذكور ، يعنى : علم ، اراده ، قدرت و حيات و . . . در خارج عين ذات واجب الوجود است و نه زائد بر ذات درحالىكه انفكاكشان از ذات محال است .
لكن معنايى كه از ذات و از هريك از مبادى مذكور به ذهن مىآيد ، غير از معنايى است كه از بقيه به ذهن تبادر مىكند .
* مراد از توحيد صفاتى چيست ؟
اينست كه : صفات ذاتيه خداوند همه عين يكديگرند و عين ذات هستند .
البته : در مسلك شيعه ميان ذات و صفات بارى تعالى تغاير مفهومى وجود دارد .
* در مثالهاى مرحوم آخوند كداميك از صفات مذكور از صفات ذات و كداميك از صفات فعلاند ؟
عالم و قادر از صفات ذات و رحيم و كريم از صفات فعلاند .
* كداميك از صفات ذات و صفات فعل عين ذات حق هستند ؟
صفاتى كه از مقام ذات حق انتزاع و از آن به صفات ذاتيه تعبير مىشود ، عين ذاتاند .
اما : صفات فعل كه از مقام فعل حق انتزاع مىشوند زائد بر ذاتاند .
* به چه لحاظى گفته مىشود ( زيد ضارب ) و ( زيد عادل ) ؟
به لحاظ اينكه زيدى وجود دارد كه متلبّس ( و يا متصف ) به ضرب يا عدالت است .
* چه تفاوتى در ذات و صفات حق تعالى و ذات و صفات ممكنات وجود دارد ؟
در ممكنات ، صفات زائد بر ذات است و در برابر هريك ، يك مابازاء خارجى وجود دارد .
در پروردگار ، صفات عين ذات است ، و به يك وجود در خارج موجودند و داراى يك مابازاء خارجى هستند .
* محل نزاع در اين بحث چيست ؟
اينست كه آيا ميان مبدأ و ذات ، مغايرت خارجى ، عينى و حقيقى لازم است يا اينكه مغايرت
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 534
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٣٤