تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
* با توجه به مقدمهء فوق سخن مرحوم آخوند چيست ؟ اينست كه : جناب صاحب فصول ، اعتبارى كه شما كرديد در كدام‌يك از دو دسته قضاياى فوق وجود دارد ؟ به عبارت ديگر اين اعتبار در كدام‌يك از دو طرف قضيه ( يعنى : موضوعات و محمولات ) وجود دارد . قطعا در هيچ‌يك چنين اعتبارى وجود ندارد . فى المثل : اگر شما بخواهيد انسان را تعريف كنيد : 1 - خود ذات انسان با همان معناى بسيطى كه به ذهن مىآيد در ناحيهء موضوع قرار مىگيرد ، نه انسان و حيوان و ناطق . 2 - در ناحيه محمولات نيز خود ناطق و يا . . . واقع مىشود . 3 ( در اين قضايا محمول با موضوع كاملا اتحاد دارند . و اگر در صدد بيان احكام و احوالات و عوارض موضوع هستيد : اين ذات زيد و انسان است كه موضوع واقع مىشود و اوصافى مثل قيام ، علم و . . . محمول قرار مىگيرند و نه مجموع مركب . بنابراين : كلام شما صرفا يك فرضيه‌اى است كه هيچ مشكلى را حل نمىكند . * پس مراد از « و لو بنحو من الاعتبار » چيست ؟ اينست كه : تغاير ميان موضوع و محمول : 1 - گاهى حقيقى است ، مثل : زيد قائم كه زيد جوهر و قائم عرض است و به عبارت ديگر يكى حال و ديگرى محل است . 2 - گاهى اعتبارى است ، يعنى به اجماع و تفصيل است ، مثل : الانسان حيوان ناطق . * وجه فساد كلام صاحب فصول چيست ؟ به عقيدهء مرحوم آخوند ، لحاظ حمل نسبت به مجموع من حيث هو المجموع است . زيرا : گفته شد اين لحاظ نه تنها مصحح حمل نيست بلكه مخلّ به آن است . * * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 531 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى