* با توجه به مقدمهء فوق سخن مرحوم آخوند چيست ؟
اينست كه : جناب صاحب فصول ، اعتبارى كه شما كرديد در كداميك از دو دسته قضاياى فوق وجود دارد ؟
به عبارت ديگر اين اعتبار در كداميك از دو طرف قضيه ( يعنى : موضوعات و محمولات ) وجود دارد . قطعا در هيچيك چنين اعتبارى وجود ندارد .
فى المثل : اگر شما بخواهيد انسان را تعريف كنيد :
1 - خود ذات انسان با همان معناى بسيطى كه به ذهن مىآيد در ناحيهء موضوع قرار مىگيرد ، نه انسان و حيوان و ناطق .
2 - در ناحيه محمولات نيز خود ناطق و يا . . . واقع مىشود .
3 ( در اين قضايا محمول با موضوع كاملا اتحاد دارند .
و اگر در صدد بيان احكام و احوالات و عوارض موضوع هستيد :
اين ذات زيد و انسان است كه موضوع واقع مىشود و اوصافى مثل قيام ، علم و . . . محمول قرار مىگيرند و نه مجموع مركب .
بنابراين : كلام شما صرفا يك فرضيهاى است كه هيچ مشكلى را حل نمىكند .
* پس مراد از « و لو بنحو من الاعتبار » چيست ؟
اينست كه : تغاير ميان موضوع و محمول :
1 - گاهى حقيقى است ، مثل : زيد قائم كه زيد جوهر و قائم عرض است و به عبارت ديگر يكى حال و ديگرى محل است .
2 - گاهى اعتبارى است ، يعنى به اجماع و تفصيل است ، مثل : الانسان حيوان ناطق .
* وجه فساد كلام صاحب فصول چيست ؟
به عقيدهء مرحوم آخوند ، لحاظ حمل نسبت به مجموع من حيث هو المجموع است . زيرا : گفته شد اين لحاظ نه تنها مصحح حمل نيست بلكه مخلّ به آن است .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 531
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥٣١