تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
هستند . در اين صورت جهت تغاير و اختلاف ميان موضوع و محمول ، مفهومى و يا اعتبارى و به اجمال و تفصيل است . 3 - گاهى ، هم مصداقى ، هم ماهوى و هم مفهومى است ، مثل : انسان و بشر كه مترادفان و به يك معنا هستند . در اين صورت ، موضوع و محمول : 1 . ماهيتا يكى هستند و لذا تعريف لفظى و تعريف حقيقى هر دو يكى است . 2 . مصداقا هم يكى هستند ، انسان در خارج همان بشر است و بشر همان انسان است . 3 . جهت مغايرتشان نيز اعتبارى است و نه حقيقى . در اين موارد سه‌گانه به چه نتيجه‌اى مىرسيم ؟ به اين نتيجه مىرسيم كه بايد ميان موضوع و محمول اتحاد حقيقى وجود داشته باشد كه كمترين مرتبهء چنين اتحادى ، اتحاد مصداقى است كه در ميان مشتقات و ذوات وجود دارد ، مثل : زيد عالم و زيد متحرك و . . . * نظر صاحب فصول در رابطهء با اين اتحاد چيست ؟ ايشان بر خلاف مشهور و جناب آخوند مىفرمايد : 1 - در باب حمل و درست كردن قضيه ، اتحاد موضوع و محمول حقيقى و تغايرشان اعتبارى است كه اين مورد قبول مشهور و مرحوم آخوند مىباشد . 2 - گاهى ممكن است اتحاد موضوع و محمول اعتبارى و تغايرشان حقيقى باشد . فى المثل : زيد با علم و يا زيد و حركت ، تغاير حقيقى داشته و هريك از مقوله‌اى هستند ، لكن هيچ مانعى از اينكه ما ميان آن دو وحدتى اعتبار كنيم وجود ندارد . و بگوييم : زيد و حركت ، حركت است . خلاصه اينكه : اتحاد اعتبارى هم در قضيه‌سازى ، كفايت مىكند . * با توجه به مقدمه‌اى كه گذشت مراد از « ملاك الحمل كما أشرنا إليه هو الهوهوية . . . » چيست ؟ اولين پاسخ جناب آخوند است به صاحب فصول مبنى بر اينكه : صرف اعتبار تركيب ميان دو امر متباين و متغاير و فرض كردن آن دو به صورت يك مجموع كفايت نمىكند و لازم است كه اتحاد حقيقى باشد . به عبارت ديگر : در صورتى ميان دو شىء حمل صورت مىپذيرد و يكى موضوع و ديگرى محمول واقع مىشود كه دو جهت در ميان آن‌ها ملاحظه شود .