تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
تعيّن آن قيد ( له النطق ) و يا ( له الضحك ) را مىآوريم . نكته : چنين احتمالى باطل است ، چرا كه اگر محمول خود شىء است ، پس له الضحك و يا ناطق چيست ، و لذا تفاوتى نمىكند كه ذات ، مصداق محمول باشد و يا همراه با وصف تقيّد . 2 - اينكه محمول ، ذات مقيد يعنى شىء با تقييدش مىباشد ، و لذا معناى قضيهء الانسان ناطق اينست كه : انسان شىء است با تقييدش به نطق . نكته : چنين فرضى نيز صحيح نمىباشد . زيرا : اولا : تقييد ، خصوصيتى است كه از تقييد ذات به قيدى براى ذات پيدا مىشود و يا حالتى است براى محمول به نحوى كه به‌خودىخود استقلال ندارد . ثانيا تقييد يك امر ذهنى انتزاعى است و اگر اين محمول باشد لازم مىآيد تمام قضايا ذهنيه باشند . ثالثا : محمول طرف نسبت و داراى معنا و مفهوم اسمى و استقلالى است و حال آنكه تقييد داراى معناى حرفى است قائم به غير بود ، و از خصوصيات آن غير است . 3 - اينكه محمول مقيد است ، لكن قيد را نيز در عرض محمول داخل در حمل مىدانيد و لذا : معناى 1 - الانسان ناطق ، مىشود : الانسان ، شىء و نطق . 2 - و يا الانسان كاتب مىشود : الانسان شىء و كتابة . حال : قضيهء الانسان كاتب كه يك قضيهء صرف است ، منحل مىشود به دو قضيهء ضروريه و ممكنه : 1 . انسان ، انسان است بالضروره ، چون مصداق شىء ، انسان است . 2 . انسان ، كتابت است بالامكان . نكته : چنين فرضى نيز صحيح نمىباشد ، زيرا : وقتى قضيّه را منحل مىكنيم به دو قضيه ضروريه و ممكنه : محمول ، نفس مبدأ است و حال آنكه محل مبدأ بر ذات به نحو حقيقت درست نيست مگر اينكه مجاز از آن اراده شود ، فرض مجاز هم بر خلاف فرض است . 4 - اينكه محمول ، مقيّد است و لكن قيد را در طول محمول در حمل داخل مىدانيم و لذا : معناى قضيهء : الانسان كاتب بالامكان العام ، اينست كه : انسان انسانى است كه كتابت برايش ثابت است .