تشريح المسائل
( مقدمه : )
* پيوند ميان الفاظ و معانى چگونه پيوندى است ؟
1 - برخى مثل صيمرى بر اين اعتقادند كه ارتباط ميان الفاظ و معانى ، ذاتى و طبيعى است ، مثل : ارتباط دود و آتش .
2 - برخى مثل مشهور ، ارتباط مزبور را جعلى و وضعى مىدانند . مثل : علائم راهنمايى .
3 - برخى هم اين ارتباط و علقه را ، هم ذاتى و هم جعلى مىدانند .
* كداميك از اقوال فوق بر حقّ است ؟
قول دوم .
* چرا ارتباط و علقهء الفاظ و معانى نمىتواند ذاتى باشد ؟
زيرا : در اين صورت بايد در هر زبانى مثلا : فارسى ، عربى ، لاتين و غيره از هر لفظى كه عنوان مىشد و يا مىشود ، معناى مخصوص آن را بفهميم ، همانطور كه هركسى در هركجا از ديدن ردّپايى به وجود روندهء آن مىبرد ، و حال آنكه ما بدون يادگيرى لغات مختلفه چنين فهمى را از الفاظ نداريم .
* با توجه به مطالب فوق دلالت الفاظ بر معانىشان تابع چه امرى است ؟
چنان كه در قول دوم آمد ، تابع وضع واضع است ، و لذا اهل منطق ، دلالت الفاظ بر معانى را از نوع دلالت وضعيّه و به عبارت ديگر جعليّه و اعتباريه قرار مىدهند كه در مقابل دلالت عقليه و طبيعيّه است .
* واضع كيست ؟
اشاعره مىگويند : واضع اوليه خداوند است .
يعرب بن قحطان مىگويد : واضع در هر زبانى ، فرد خاصى است .
اكثر اهل ادب قائلند كه هركسى از آحاد بشر مىتوانسته و مىتواند واضع بوده باشد .
* كدام قول از اقوال مذكور صحيح است ؟
قول سوم .
* چرا ؟
زيرا : بشر مدنى بالفطره بوده و اجتماعى است و اين زندگى نيازمند تعاون و تعاون نيازمند
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 46
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٦