* مشهور اصوليين وضع را به كداميك از دو معناى مذكور گرفتهاند ؟
به معناى مصدرى آن چرا كه فرمودهاند : الوضع جعل اللفظ بازاء المعنى و تخصيصه به .
وضع ، قرار دادن و اعتبار كردن يك لفظ در مقابل يك معنا و اختصاص دادن آن لفظ به اين معناست .
* حضرت آخوند كداميك از معانى مزبور را براى وضع لحاظ فرموده ؟
معناى اسم مصدرى را ، زيرا كه فرموده : الوضع هو نحو اختصاص اللفظ بالمعنى . . . چرا ؟
زيرا : پيوند و ارتباط خاصى است ميان لفظ و معنا كه با شنيدن لفظ به آن معنا منتقل مىشويم .
* تقسيمات وضع بر چه اساسى است ؟
1 - يا به لحاظ و اعتبار واضع ، يعنى : منشا وضع است .
2 - يا به لحاظ و اعتبار معنا ، يعنى : موضوع له آن است .
3 - و يا به لحاظ و اعتبار خود لفظ است .
* مقدمة بفرماييد وضع به لحاظ منشا آن بر چند قسم است ؟
بر دو قسم :
1 - تعيينى ، و آن در جائى است كه جعل و تخصيص لفظى در مقابل معنايى ، توسط واضع معيّنى انجام مىپذيرد . مثل : نامگذارى افراد و يا مصنفات و يا مخترعات .
نكته : در اينجا براى انتقال معنا از شنيدن لفظ ، علم به وضع لازم است .
2 - تعيّنى ، و آن در جائى است كه واضع معيّنى در كار نيست ، بلكه كثرت استعمال تعيّن پيدا كرده و يا مىكند ، به نحوى كه هرگاه انسان آن لفظ را مىشنود ، به آن معناى جديد منتقل مىشود .
فى المثل : لفظ صلاة ، كه در عرف متشرّعه ، منقول شرعى است ، و در افعال و عبادت مخصوصه و معيّن حقيقت شده است .
نكته : وضع تعيينى ، شايعتر از وضع تعيّنى است .
* با توجه به مقدمهء مذكور مراد جناب آخوند از « و ارتباط خاصّ بينهما ناش . . . الخ » چيست ؟
بيان منشأ اين علقه و ارتباط ميان لفظ و معناست و لذا مىفرمايد اين ارتباط :
1 - گاهى از اختصاص دادن لفظ به معنا ناشى شده ، يعنى : وضع تعيينى است .
2 - و گاهى از كثرت استعمال لفظ در معناى مزبور حاصل مىشود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٨