تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩

تشريح المسائل

* مقدمة بفرماييد تقابل بر چند قسم است ؟ بر چهار قسم است : 1 - تقابل نقيضان يا تقابل ايجاب و سلب . در اين تقابل ، همواره يكى از دو نقيض وجودى و ديگرى عدم آن امر وجودى است . مثل : انسان و لا انسان . نكته : اجتماع و ارتفاع نقيضان محال است ، در نتيجه واسطه‌اى ميان دو نقيض وجود ندارد . 2 - تقابل ملكه و عدم ملكه ، ملكه و عدم ملكه عبارتند از : دو امر وجودى و عدمى كه اجتماعشان ناممكن و لكن ارتفاعشان ممكن است . و اين در جايى است كه شىء صلاحيت دارا شدن ملكه را دارد ، مثل : كورى و بينايى و يا جهل و علم . 3 - تقابل ضدّان ، ضدان عبارتند از : دو امر وجودى كه پياپى بر يك موضوع وارد مىشوند ، و اجتماعشان در آن ناممكن است ، و تصور يكى از آن‌ها بستگى به تصور ديگرى ندارد . مثل : سياهى و سفيدى و يا سبكى و سنگينى . 4 - تقابل متضايفان ، متضايفان دو امر وجودى هستند كه باهم تصوّر مىشوند ، و اجتماعشان در موضوع واحد از يك جهت ناممكن است و لكن ارتفاعشان جايز مىباشد . * با توجه به مقدمهء فوق مراد از « لا ريب فى مضاد الصفات المتقابلة . . . على ما ارتكز لها . . . » چيست ؟ دليل سوم آخوند ( ره ) در اثبات مدّعاى مورد بحث است از راه ارتكاز تضاد و لذا مىفرمايد : همان‌طور كه ميان مبادى و مصادر دو صفت مثلا : قائم و قاعد ، كه قيام و قعود است . تضاد واقعى وجود دارد ، ميان اوصاف و عناوين اشتقاقى آن‌ها نيز از نظر ارتكاز عرفى تضاد هست . به عبارت ديگر : همان‌طور كه بياض و سواد متضادند ، ميان اسود و ابيض هم تضاد هست و اين مسئله با مراجعه به عرف و ارتكاز عرفى مشخص مىشود .