تشريح المسائل
* مقدمة بفرماييد تقابل بر چند قسم است ؟
بر چهار قسم است :
1 - تقابل نقيضان يا تقابل ايجاب و سلب .
در اين تقابل ، همواره يكى از دو نقيض وجودى و ديگرى عدم آن امر وجودى است .
مثل : انسان و لا انسان .
نكته : اجتماع و ارتفاع نقيضان محال است ، در نتيجه واسطهاى ميان دو نقيض وجود ندارد .
2 - تقابل ملكه و عدم ملكه ،
ملكه و عدم ملكه عبارتند از : دو امر وجودى و عدمى كه اجتماعشان ناممكن و لكن ارتفاعشان ممكن است .
و اين در جايى است كه شىء صلاحيت دارا شدن ملكه را دارد ، مثل : كورى و بينايى و يا جهل و علم .
3 - تقابل ضدّان ،
ضدان عبارتند از : دو امر وجودى كه پياپى بر يك موضوع وارد مىشوند ، و اجتماعشان در آن ناممكن است ، و تصور يكى از آنها بستگى به تصور ديگرى ندارد .
مثل : سياهى و سفيدى و يا سبكى و سنگينى .
4 - تقابل متضايفان ،
متضايفان دو امر وجودى هستند كه باهم تصوّر مىشوند ، و اجتماعشان در موضوع واحد از يك جهت ناممكن است و لكن ارتفاعشان جايز مىباشد .
* با توجه به مقدمهء فوق مراد از « لا ريب فى مضاد الصفات المتقابلة . . . على ما ارتكز لها . . . » چيست ؟
دليل سوم آخوند ( ره ) در اثبات مدّعاى مورد بحث است از راه ارتكاز تضاد و لذا مىفرمايد :
همانطور كه ميان مبادى و مصادر دو صفت مثلا : قائم و قاعد ، كه قيام و قعود است . تضاد واقعى وجود دارد ، ميان اوصاف و عناوين اشتقاقى آنها نيز از نظر ارتكاز عرفى تضاد هست .
به عبارت ديگر : همانطور كه بياض و سواد متضادند ، ميان اسود و ابيض هم تضاد هست و اين مسئله با مراجعه به عرف و ارتكاز عرفى مشخص مىشود .