* مدعاى صاحب معالم چه بود ؟
اين بود كه در ( تثنيه ) ، استعمال در اكثر حقيقت است ، لكن حديث تكرار مثبت اين ادعا نيست .
* چرا ؟
زيرا : طبق مسلك صاحب معالم در تثنيه و مفرد ، هر دو ، قيد وحدت و اعتبار به شرط لا شىء مطرح است .
به عبارت ديگر : ايشان فرمودند كه : قيد وحدت در موضوع له مفرد ، مدخليت دارد .
* لازمهء اين بيان صاحب معالم چيست ؟
اينست كه بگوييم : واضع هيئت تثنيه را براى دو فرد و يا دو معنا وضع كرده است .
به عبارت ديگر ايشان فرمود :
مراد از جملهى ( رأيت عينين ) ، رأيت عينا و عينا است ، به نحوى كه در هريك از اين دو قيد وحدت معتبر است .
يعنى : عين اول به شرط الوحدة است ، عين دوم نيز به شرط الوحدة است .
پس :
شما نمىتوانيد موضوع له تثنيه را بيش از دو فرد بدانيد و لذا لازمهى اين سخن كه شما فرموده بوديد : قيد وحدت در موضوع له مفرد معتبر بوده مدخليت دارد ، و اينكه فرموديد : اگر كسى آن را در اكثر از معنا ، استعمال كند ، استعمالش مجازى است و علاقهى آن جزء و كل است ، در تثنيه نيز جارى باشد .
زيرا : تثنيه نيز براى دو معنا و يا دو فرد وضع شده است .
امّا : شما كه آن را در چهار فرد ، يعنى دو فرد از عين جاريه و دو فرد از عين باكيه استعمال نموديد ، بايد استعمالش مجازى باشد و نه حقيقى .
به عبارت ديگر : فرق مفرد با تثنيه در اين است كه :
مفرد براى طبيعت به شرط لا وضع شده است و لكن تثنيه براى دو فرد از آن و يا دو معنى و طبيعت به شرط لا وضع شده است .
امّا : قيد وحدت در هر دو شريك است و ارادهى اكثر در مفرد و تثنيه منوط به الغاء قيد مذكور است .
در نتيجه : سبب مجازيّت مىشود و نه حقيقت كه مدعاى شماست .
* چرا اشكال و يا جواب جناب آخوند ( ره ) فقط در مورد لفظ تثنيه و جمع ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٤٢