تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
پاسخ جناب آخوند به يك توهم است مبنى بر اينكه : تثنيه و جمع در اعلام شخصيّه اين‌گونه نيست كه شما گفتيد ، چرا كه : در تثنيه و جمع در اعلام مىتوان از هر مفردى معنا و شخصى مغاير با ديگرى را اراده نمود و حال آنكه لفظ يكى است فى المثل : از شيخ كلينى و ابن بابويه و شيخ طوسى كه نام هر سه آن‌ها ( محمد ) است ، تعبير به محمدون مىكنند . به عبارت ديگر : گويا كسى در دفاع از صاحب معالم مىگويد ، ما اتحاد لفظى را در مفردات قبول داريم و تثنيه و جمع در اعلام شخصيّه نيز گواهى بر اين مطلب است . فى المثل : مفردات ( زيدان و زيدون ) ، زيد و زيد است و مفردات ( هذان و هؤلاء ) هذا و هذا مىباشد ، درحالىكه معناى آن‌ها يكى نيست . حال چه اشكالى دارد كه همان‌طور كه از زيدان و يا هذان ، دو معنا اراده مىشود از عينان نيز دو معنا اراده شود ؟ * حاصل پاسخ حضرت آخوند به اين توهم چيست ؟ مىفرمايد : در موارد مذكور بايد قائل به تأويل شويم بدين صورت كه اول يك عنوان كلى ( المسمى بزيد ) براى ( زيد ) تصوّر كنيم . وقتى يك عنوان كلى براى ( زيد ) تصور نموديم ، هر دو زيد از افراد آن كلى محسوب مىشوند و لذا ديگر متباين نخواهند بود ، اگر تباينى باشد به لحاظ شخصيت آن‌هاست . در اين صورت است كه هر دو زيد را كه داراى يك عنوان كلى هستند ، تثنيه بسته مىگوييم : زيدان و هكذا در جمع نيز مىگوييم : زيدون . به عبارت ديگر : نمىتوان در ساختن ( تثنيه ) فردى از عين به معناى چشمه را با فردى از عين به معناى چشم را لحاظ كرده و لفظ ( عينان ) را استعمال نمود چرا كه صرف اتحاد اين دو در لفظ كافى نمىباشد . بنابراين : همان‌طور كه لازم است ، آحاد ، در تثنيه و جمع از جهت لفظ باهم متحد باشند . در معنا نيز اتحاد شرط است . لذا : مىتوان ، فردى از عين را كه به معناى چشمه است با فرد ديگرى از عين را كه باز به معناى چشمه است لحاظ كرده و از هر دو مصداق به ( عينان ) تعبير نمود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 337 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى