2 - آيا استعمال لفظ در معناى حقيقى و مجازى جايز است يا نه ؟ مثل اينكه بگوييم : ( رأيت اسدا ) ، و مرادمان هم حيوان مفترس باشد ، هم رجل شجاع .
اما :
متأخرين از قبيل : مرحوم آخوند و جناب مظفر و تابعين آنها اين دو بحث را درهم ادغام كرده و چنان كه در شروع بحث مطرح كرديم عنوان بحث را توسعه داده و فرمودهاند :
آيا استعمال لفظ اعم از اينكه مشترك باشد يا نه در اكثر از معناى واحد اعم از اينكه حقيقت باشد يا مجاز ، جايز است يا نه ؟
* دليل متأخرين در اين شيوه چيست ؟
اينست كه : مناط و ملاك هر دو بحث يكى است و به عبارت ديگر :
ادلّه ، اجوبه و نقد و بررسىهاى هر دو باب يكى است و نيازى به تكرار و اعادهء آنها و طرح دو بحث جداگانه نمىباشد .
* با توجه به اينكه برخى از مشتركات لفظى داراى دو يا چند معناى متضاد هستند مثل ( قرء ) كه به معناى پاكى رحم آمده و يا بيع كه به معناى خريدوفروش هر دو آمده و برخى از مشتركات لفظى داراى دو يا چند معناى متفاوت هستند مثل : ( عين ) كه به معناى چشم ، چشمه ، جاسوس ، ترازو و غيره آمده است ، كداميك از اين دو قسم محل بحث ما در اينجاست ؟
قسم دوم يعنى آن دسته از مشتركات لفظى كه نوعا داراى معانى مختلف و متفاوت هستند ، محل بحث ما مىباشند ، لكن قسم اول يعنى آن دسته از مشتركات لفظى كه داراى معانى متضاد هستند از محل بحث ما خارجاند .
چرا كه اساسا بحث استعمال لفظ واحد در اكثر از معناى واحد در اين مشتركات جارى نمىباشد .
* بطور كلى استعمال لفظ در معنا به چه نحو است ؟
1 - گاهى لفظ در يك معنا استعمال مىشود و متكلم يك معنا را از آن اراده مىكند و فى المثل مىگويد : جئنى به عين ، و مرادش از عين طلاست .
اين نحو از استعمال ، شايع و رايج و اصل در استعمالات مىباشد .
2 - گاهى نيز لفظ در اكثر از معناى واحد استعمال مىشود ، بدين معنا كه متكلم در آن واحد دو يا چند معنا را از لفظ واحد اراده مىكند .
اين قسم خود بر دو گونه است :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٢٢