به عبارت ديگر :
به فرض كه ما ناگزير باشيم گاهى يك لفظ را در چند معنا استعمال كنيم ، لكن بايد بدانيد كه استعمال اعم از حقيقت و مجاز است .
چه اشكال دارد كه يك لفظ در يك معنا حقيقت باشد ، و در ساير معانى بطور مجاز استعمال شود ؟
حال با توجه به اينكه : الاصل عدم الاشتراك است ، شما چگونه حقيقت بودن را ثابت مىكنيد ؟
* مراد از « فافهم » در پايان متن چيست ؟
شايد اشاره داشته باشد به اينكه استعمال مجاز بر معناى ما تابع استحسان طبع است .
يعنى :
لزومى ندارد كه در تمامى استعمالات مجازى علاقهاى ميان معناى حقيقى و مجازى باشد ، بلكه ملاك صحت استعمال مجازى اينست كه : طبع ما آن استعمال را بپسندد .
زيرا : همانطور كه صدور وضع غير متناهى از ممكن الوجود محال است ملاحظهء علاقهء مصحّحه نيز ميان تمام معانى محال است .
نتيجه اينكه : اشتراك لفظى نه محال و ممتنع است ، نه واجب و ضرورى ، بلكه ممكن التحقق است .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣١٨