تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
به عبارت ديگر : به فرض كه ما ناگزير باشيم گاهى يك لفظ را در چند معنا استعمال كنيم ، لكن بايد بدانيد كه استعمال اعم از حقيقت و مجاز است . چه اشكال دارد كه يك لفظ در يك معنا حقيقت باشد ، و در ساير معانى بطور مجاز استعمال شود ؟ حال با توجه به اينكه : الاصل عدم الاشتراك است ، شما چگونه حقيقت بودن را ثابت مىكنيد ؟ * مراد از « فافهم » در پايان متن چيست ؟ شايد اشاره داشته باشد به اينكه استعمال مجاز بر معناى ما تابع استحسان طبع است . يعنى : لزومى ندارد كه در تمامى استعمالات مجازى علاقه‌اى ميان معناى حقيقى و مجازى باشد ، بلكه ملاك صحت استعمال مجازى اينست كه : طبع ما آن استعمال را بپسندد . زيرا : همان‌طور كه صدور وضع غير متناهى از ممكن الوجود محال است ملاحظهء علاقهء مصحّحه نيز ميان تمام معانى محال است . نتيجه اينكه : اشتراك لفظى نه محال و ممتنع است ، نه واجب و ضرورى ، بلكه ممكن التحقق است . * * *