تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨

( سخن قائلين به وجوب اشتراك در لغات )

چه‌بسا وجوب وقوع اشتراك ( و اختراع آن ) در لغات به دليل عدم تناهى معانى و تناهى الفاظ توهم شده است ، پس چاره‌اى جز اشتراك در الفاظ نيست .

( پاسخ مرحوم آخوند به اين توهم )

1 - اين كلام ( و استدلال ) فاسد است چرا كه امتناع اشتراك الفاظ در اين معانى ( غير متناهيه ) روشن است ، زيرا اشتراك نيز ( در برابر معانى غير متناهيه ) مستدعى وضع‌هاى غير متناهى است . كه امرى غيرممكن است . 2 - اگر قبول كنيم ( كه صدور غير متناهى ممكن باشد ) ، يافت نمىشود مگر در مقدار متناهى و معدود . 3 - مضافا به اينكه معانى كليّه متناهىاند ، اگرچه جزئيات و مصاديقشان ( متكثر ) و غير متناهى است و وضع الفاظ در برابر معانى كلى بىنياز مىكند ما را از وضع لفظ در برابر جزئيات و مصاديق آن‌ها ، چنان كه بر كسى پوشيده نيست . علاوه بر اينكه باب استعمال مجاز ( و توسل به آن ) باب وسيع و گسترده‌اى است . * * *

تشريح المسائل

مقدمه : * مشترك بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : 1 - مشترك معنوى . 2 - مشترك لفظى . * محل بحث ما در اينجا چيست ؟ مشترك لفظى است . * از مقايسه لفظ و معنا چه حالاتى متصوّر است ؟ 1 - گاهى لفظ و معنا اتحاد دارند ، يعنى لفظ تنها به يك معنا اختصاص دارد ، مثل : قرآن كه نام كتاب خداست و خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه نام شخص پيامبر اسلام است . 2 - گاهى هم الفاظ متعددند ، هم معانى بدين معنا كه چندين لفظ وجود دارد و به تناسب آن