تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
ترجمه

مقدمهء يازدهم ( وقوع اشتراك در لغات )

حق واقع شدن اشتراك ( در لغات ) است : 1 - بدليل نقل و تبادر و عدم صحت سلب نسبت به دو و يا بيشتر از دو معنا براى لفظ واحد ، اگرچه محال دانسته‌اند ( اين اشتراك را برخى ( از باب دانش ) ، بخاطر اخلال اشتراك در فهميدن مراد و مقصود از وضع و نيز بخاطر مخفى بودن قرائن دالّه بر مراد و مقصود . 2 - به دليل منع اخلال ( اين اشتراك به فهميدن مراد از وضع ) ، بخاطر امكان اعتماد به قرائن واضحه و دالّه ( بر مراد ) . 3 - و به دليل مخل نبودن ( اين ) اشتراك ، به حكمت وضع ، احيانا بخاطر تعلّق غرض به اجمال‌گويى چنانچه استعمال الفاظ مشترك در قرآن كريم ، چنان كه برخى توهم كرده‌اند ، امرى محال نيست . به دليل اينكه : مستلزم تطويل كلام است بدون اينكه فايده‌اى داشته باشد ، در صورتى كه ( استعمال مزبور ) با اعتماد به قرائن باشد . و چنان كه بر كسى پوشيده نيست هيچ‌يك از اين دو شايستهء كلام حق تعالى نيست .

( پاسخ آخوند رحمه اللّه از دليل كسى كه منكر اشتراك در قرآن است . )

و اين ( عدم استحالهء اشتراك در قرآن ) : 1 - به دليل عدم لزوم تطويل ( بلافائده ) است و در كلامى كه اعتماد بر قرينهء حاليه يا مقاليّه مىباشد ، و ( اين اشتراك ) آورده مىشود براى ( بيان و تفهيم ) غرض ديگرى . 2 - چون قبول نداريم كه اجمال‌گويى و استعمال الفاظ مجمل شايستهء كلام حق تعالى نباشد ، در صورتى كه ( اين اشتراك ) از جمله امورى است كه غرضى به آن تعلق مىگيرد و الّا در كلام او مشتبه واقع نمىشد ، درحالىكه از وقوع ( الفاظ مشترك ) و مشتبه در كلامش خبر داده است به اينكه :
مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ ، هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
.