تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
الفاظ عبادات ندارد . به عبارت ديگر هيچ‌گونه دخالتى در مقام نامگذارى ندارد و صدق الاسم دائر مدار آن نيست . يعنى : اين‌گونه نيست كه در زمان نامگذارى عبادت خاصّه به نام صلاة ، اين‌گونه ، امور نيز مورد نظر شارع بوده باشد . 2 - عنوان سوم و چهارم يعنى جزء الفرد و شرط الفرد نيز هيچ‌گونه مدخليتى در تسميه و صدق الاسم ندارند . فى المثل : استعاذه ، تثليث الذكر ، قران ميان دو سوره ، بودن در مسجد ، تأثيرى در تسميه صلات ندارند ، چه باشند ، چه نباشند ، عنوان صلاتى برآن عمل و افعال مخصوصه صادق است . * پس مراد از « و امّا ما له الدخل شرطا فى اصل ماهيّتها ، فيمكن الذهاب ايضا . . . » چيست ؟ اينست كه : ممكن است كسى قائل به تفصيل شود و بگويد : ما نسبت به اجزاء صحيحى هستيم ، لكن نسبت به شرائط در صدق الاسم اعمّى ، و لذا مىگوييم : اجزاء در صدق الاسم دخالت دارند و لكن شرائط در صدق الاسم دخالتى ندارند . به عبارت ديگر : جزء الماهية در موضع له و تسميه مدخليت دارد و لكن شرط الماهية چنين دخالتى ندارد . مثلا : نماز كه عبارت است از همان اجزائى كه عنوان صحيح برآن بار مىشود ، خواه داراى شرائطى مثل طهارت باشد يا نباشد عنوان صلاتى برآن صادق است . البته نماز بدون طهارت باطل است ، منتهى طهارت در موضع له و تسميهء صلات دخالتى ندارد . * پس مراد از « لكنّك عرفت انّ الصحيح اعتبارهما فيها » چيست ؟ اينست كه : از احتمال مذكور عدول كرده مىفرمايد قول صحيح و حق اينست كه : شرط الماهية نيز مثل جزء الماهية در تسميه و موضوع له دخالت دارد . به عبارت ديگر : هم اجزاء در مقام تسميه لحاظ شده‌اند هم در صدق الاسم دخيل‌اند هم شرائط ، و انتفاء آن‌ها موجب انتفاء اسم مىشود ، يعنى : نماز بدون ركوع و يا . . . نماز نيست . پس : هر جزء و يا شرطى كم شود ، ديگر عنوان صلاتى برآن عمل صدق نمىكند . * دليل جناب آخوند بر مدّعاى فوق چيست ؟ نتيجه‌گيرى از بيانات گذشته بدين معنا كه : موضوع له الفاظ عبادات ، همان اجزاء و شرائطى
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 304 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى