تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
در واقع قنوت دخالتى در نماز ندارد بلكه اين نماز است كه در قنوت مدخليت دارد آن‌هم به اين نحو كه صلات براى قنوت ظرفيت دارد . * مراد از « او مستحبّ » چيست ؟ اشاره به دو فرض آخر يعنى سوم و چهارم است ، يعنى : مستحب در مستحب و واجب در مستحب . * مراد از مستحب در مستحب چيست ؟ اينست كه : گاهى عملى استحباب نفسى دارد و لكن در ظرف يك مستحب ديگرى مثل : قنوت كه يك مستحب نفسى است و نمازهاى مستحب ديگر ظرف مطلوبيت آن هستند . * مراد از واجب در مستحب چيست ؟ اينست كه : گاهى عملى وجوب نفسى دارد و لكن در ظرف يك عمل مستحبى مثل : نذر قنوت در نافله . يعنى : عمل نافله و مستحبى است و لكن قنوت در ضمن آن به دليل منذور بودنش واجب است . * پس مراد از « فلا يكون الاخلال به موجبا للاخلال به ماهية . . . الخ » چيست ؟ حكم عنوان پنجم است بدين معنا كه : اخلال به اين عملى كه مطلوب نفسى است لكن در ظرف مأمور به موجب اخلال در مأمور به و بطلان آن نمىشود . به عبارت ديگر : نه به اصل طبيعت و مأمور به خلل وارد مىكند كه بگوييم مبطل است و نه به خصوصيات فرديه اخلال مىرساند . زيرا : چنين مطلوبى اساسا نه جزء مأمور به است و نه شرط آن ، و لذا دخيل در آن نمىباشد تا فقدانش نقصى براى مأمور به باشد . * اگر اين مطلوب مثل قنوتى كه منذور است باشد چه ؟ ترك آن مستقلا مؤاخذه دارد و در صورتى كه مستحب باشد تركش سبب از دست دادن ثواب مىشود . * مراد از « اذا عرفت هذا كلّه ، فلا شبهة فى عدم دخل . . . » چيست ؟ بيان نتيجهء تمام مقدمات و مطالبى است كه از ابتداى امر سوم تا بدينجا آورد و لذا مىفرمايد از عناوين پنجگانه‌اى كه ذكر شد : 1 - عنوان پنجم يعنى عملى كه مطلوب نفسى است ، هيچ ارتباطى به تسميه و موضع له