در واقع قنوت دخالتى در نماز ندارد بلكه اين نماز است كه در قنوت مدخليت دارد آنهم به اين نحو كه صلات براى قنوت ظرفيت دارد .
* مراد از « او مستحبّ » چيست ؟
اشاره به دو فرض آخر يعنى سوم و چهارم است ، يعنى : مستحب در مستحب و واجب در مستحب .
* مراد از مستحب در مستحب چيست ؟
اينست كه : گاهى عملى استحباب نفسى دارد و لكن در ظرف يك مستحب ديگرى مثل :
قنوت كه يك مستحب نفسى است و نمازهاى مستحب ديگر ظرف مطلوبيت آن هستند .
* مراد از واجب در مستحب چيست ؟
اينست كه : گاهى عملى وجوب نفسى دارد و لكن در ظرف يك عمل مستحبى مثل : نذر قنوت در نافله .
يعنى : عمل نافله و مستحبى است و لكن قنوت در ضمن آن به دليل منذور بودنش واجب است .
* پس مراد از « فلا يكون الاخلال به موجبا للاخلال به ماهية . . . الخ » چيست ؟
حكم عنوان پنجم است بدين معنا كه : اخلال به اين عملى كه مطلوب نفسى است لكن در ظرف مأمور به موجب اخلال در مأمور به و بطلان آن نمىشود .
به عبارت ديگر : نه به اصل طبيعت و مأمور به خلل وارد مىكند كه بگوييم مبطل است و نه به خصوصيات فرديه اخلال مىرساند .
زيرا : چنين مطلوبى اساسا نه جزء مأمور به است و نه شرط آن ، و لذا دخيل در آن نمىباشد تا فقدانش نقصى براى مأمور به باشد .
* اگر اين مطلوب مثل قنوتى كه منذور است باشد چه ؟
ترك آن مستقلا مؤاخذه دارد و در صورتى كه مستحب باشد تركش سبب از دست دادن ثواب مىشود .
* مراد از « اذا عرفت هذا كلّه ، فلا شبهة فى عدم دخل . . . » چيست ؟
بيان نتيجهء تمام مقدمات و مطالبى است كه از ابتداى امر سوم تا بدينجا آورد و لذا مىفرمايد از عناوين پنجگانهاى كه ذكر شد :
1 - عنوان پنجم يعنى عملى كه مطلوب نفسى است ، هيچ ارتباطى به تسميه و موضع له
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٠٣