تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
* پس از مقدمات مذكور بفرماييد بحث فعلى ما پيرامون چه امرى است ؟ پيرامون الفاظ معاملات است . * آيا نزاع مذكور برفرض جريانش در الفاظ معاملات ثمره‌اى هم دارد يا نه ؟ خير به نظر آخوند ثمره‌اى برآن مترتب نمىباشد . * چرا ؟ زيرا : در موارد شك در جزئيت و شرطيت در معاملات مثل شك در اعتبار عربيت در انشائات ، تفاوتى ميان صحيحى و اعمى وجود ندارد و هريك مىتوانند ، به اطلاق
( أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ )
و يا خطاب
( أَوْفُوا بِالْعُقُودِ )
تمسّك كرده و جزء و يا شرط مشكوك را بردارند . * با توجه به مقدمات فوق مراد از « انّ كون الفاظ المعاملات اسامى للصحيحة . . . الخ » چيست ؟ اينست كه : اگر الفاظ معاملات از قبيل : بيع ، صلح ، اجاره و نكاح براى اعم از صحيح و فاسد وضع شده باشند داراى اجمال و ابهام نمىباشند . لذا : اگر در موردى نسبت به جزء و شرط بودن امرى در معامله‌اى شك شود مىتوان به اطلاق ادلّهء اين معاملات تمسّك نمود . حال : اگر اسامى مزبور را موضوع براى خصوص صحيح بدانيم ، در چنين فرضى نيز اجمالى نداشته و مىتوان در موضع شك به اطلاقشان تمسّك نمود و شك در تأثير را از ميان برداشت . فى المثل : اگر شك كنيم كه آيا عربيت در صيغهء بيع و نكاح شرعا اعتبار دارد يا نه ؟ در اين صورت مىتوانيم به اطلاق
( أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ )
تمسّك كنيم . * ولى در باب الفاظ عبادات گفتيد صحيحىها نمىتوانند به اطلاق تمسّك كنند ؟ بله ، و لكن در ما نحن فيه در صورت تماميت مقدمات حكمت مانعى از تمسك به اطلاق خطاب وجود ندارد . * چرا ؟ زيرا : بر مبناى صحيحىها مراد از بيع كه در آيهء شريفه موضوع قرار داده شده است بيع صحيح مىباشد . لكن صحيح عند العرف . يعنى : هر چيزى كه عند العرف ، عنوان بيع صحيح داشته باشد ، شارع نيز آن را امضاء مىكند .