تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
اختلافى كه گاهى ميان شارع و عقلاء وجود دارد ، ارتباطى به حقيقت بيع ندارد بلكه هر دو ، بيع را يك‌جور معنا مىكنند . مثلا : 1 - عرف عقلاء مىگويد : بيع عقدى است كه مؤثر در ملكيت است . 2 - شارع هم مىفرمايد : بيع عقدى است كه مؤثر در ملكيت باشد . پس از نظر معنا نسبت به الفاظ معاملات ميان عقلاء و شارع اختلافى وجود ندارد . بلكه چنان كه گفته شد اگر اختلافى هست در مصاديق و افراد هست . فى المثل : عرف مىگويد : بيع ربوى از مصاديق بيع و واجد اثر است ، شارع مىفرمايد خير از مصاديق بيع نيست ، آن را فاسد و بىاثر تلقى مىكند . بنابراين : اختلاف در مصاديق و مشخصات خارجيه ربطى به تفاوت در ماهيت و معنا ندارد . * اگر كسى بگويد در خصوصيات و شرائط معاملات ميان شرع و عرف اختلاف است چه مىگوييد ؟ چنين اختلافى را قبول داريم و لكن اين مسئله نيز موجب اختلاف در مفهوم معاملات نمىشود . * مراد از « فافهم » چيست ؟ - اشاره به دقت است و نه به مناقشهء در مطلب . * چرا ؟ زيرا : مطلب مزبور قابل مناقشه نيست و اختلاف ميان شرع و عرف در حقيقت بيع نيست و اگر اختلافى هست در مصاديق و افراد بيع و امثال آن است . * مقدمة خلاصهء ثمرهء نزاع ميان صحيحى و اعمى را كه در مطلب پنجم جناب آخوند نيز آن را پذيرفت بنويسيد . در اين ثمره كه مربوط به الفاظ عبادات بود عنوان شد كه : اگر شك كنيم كه آيا فلان جزء براى مأمور به جزئيت دارد يا نه ؟ فى المثل : شك كنيم كه آيا سوره براى نماز جزئيت دارد يا نه و بعد الفحص هم دليل بر جزئيت و يا عدم جزئيت آن نيافتيم ، با مراجعه به صحيحىها و اعمىها و توجه به آراء هريك ثمره‌اى ظاهر مىشود كه ذيلا بدنبال آن مىرويم : 1 - بنا بر قول صحيحىها : اگر اطلاقى داشته باشيم ، شرائط تمسّك به اطلاق يعنى مقدمات حكمت هم وجود داشته