اينست كه : نوع فقهاى ما معتقدند كه ايمان شرط صحت قبولى اعمال است و بدون ايمان و اعتقاد به ائمه معصومين عليهم السّلام هيچ عملى و عبادتى صحيح نيست .
* استشهاد حضرات به مطلب فوق چگونه است ؟
مىگويند :
اگر نماز ، حج ، زكات ، و صوم اهل سنت باطل است ، چرا امام در فرازهاى مختلف اين حديث بر عمل آنها لفظ ، صوم ، حج و زكات را اطلاق نموده ؟
فى المثل :
1 - در يك جا فرموده : اخذ الناس بالاربع ، كه اربع عنوان مشير بوده و به چهار پايه از پنج پايه اشاره دارد .
يعنى : آنان ، نماز ، روزه ، زكات و حج را گرفتند و اين اسامى را بر عمل آنان اطلاق فرمود .
2 - در جاى ديگرى فرمودند : ( صام دهر ) ، بدين معنا كه اگر تمام عمر روزه بگيرد باطل است و هكذا در صوم . . . .
3 - در فرازى ديگر فرمودند : لم يقبل صوم و لا صلاة ، و نه فرمود اعمال آنها نماز و روزه نيست .
در اين فرازها ، بر نماز فاسد اطلاق صلاة شده است و اصل هم در اطلاق و استعمال حقيقت است .
پس : الفاظ عبادات در اعم از صحيح و فاسد حقيقتاند .
* تقرير اين استدلال بر حديث اول را بطور خلاصه بنويسيد .
1 - براساس نظر كافّه اهل نظر از فقها عبادات غير اهل ولايت باطل است .
2 - صحت اطلاق الفاظ مزبور در حديث شريف بر اعمال غير اهل ولايت وجهى ندارد ، مگر اينكه اين الفاظ براى اعمّ از صحيح و فاسد وضع شده باشند .
* در روايت دوم امام چه مىفرمايد ؟
امام عليه السّلام زن حائض را از خواندن نماز در ايام ناپاكى منع مىكند .
* استدلال حضرات بر حديث مزبور چگونه است ؟
بدين نحو است كه :
1 - متعلّق نواهى بايد مثل اوامر در قدرت مكلف باشد .
2 - زن حائض در ايام ناپاكى قادر بر خواندن نماز صحيح است .
پس : نهى زن حائض از خواندن نماز صحيح در ايام ناپاكى قبيح است .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٦٥