المطبوعات ص 1262 ، مجلة العرفان جزء هشتم و نهم از جلد 2 ( سال 1328 هجرى ) ص 383 ، 407 - 413 ، 472 ، 476 ، 521 .
شاگردش علامه مولى مظفر الدين على ، در شرح حال استاد رساله اى تأليف كرده ، و همچنين شيخ ابو المعالى پسر حاج محمّد كلباسى نيز ، در احوال وى كتابى نگاشته است : اخيرا كتابى در تاريخ زندگانى اين دانشمند به طبع رسيده بقلم « سعيد نفيسى » نويسندهء ايرانى و در پايان اين بخش در پيرامون اين كتاب سخن خواهيم گفت .
استادان و مشايخ او
شيخ بزرگوار بهائى ، بمناسبت مسافرتهايى كه جهت كسب علوم داشته زمان درازى از عمر خود را صرف اين كار كرده ، و بدنبال گمشدهء علمى خود نواحى دور دست و شهرها و آباديها را زير پا گذاشته ، و در اين آرزوى بزرگ به همه مجامع اسلامى سر زده ، و از محضر بزرگان دين و رؤساى مذهب و اعلام امت و استادان هر دانش و فنى و نوابغ برگزيده و برجسته هر علمى بهره گرفته ، كه براى آگاهى از احوال مشايخ او در اخذ و روايت و قراءت ، بايد به لابلاى معاجم و تراجم مراجعه كرد :
1 - از پدر بزرگوارش شيخ حسين بن عبد الصمد اخذ كرده و از او روايت مىكند .
2 - شيخ عبد العالى كركى متوفى 993 پسر محقق كركى متوفى 94 .
3 - شيخ محمّد بن محمّد بن ابى اللطيف مقدسى شافعى ، كه شيخ بهائى از او روايت مىكند ، و اجازه اى نيز از او دارد كه در اجازات بحار ص 110 ضبط شده