تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
برخوردار شود . بايد بسراغ دانش و دانشيان رود ، و نادانى را مانع و پرده اى بر آن بشمار آورد ، زيرا در اين شهر علم پزشكى و منطق در يكسو ، و نحو و تفسير در سوى ديگرى آرميده است . با وجود چنين محضر علمى ، بايدش مجلس درس و آموزش ، و متن شرح و حاشيه يكسو نهد . اى روزگار ، تا كى و تا چه وقت ، با حوادث خود ، ايام مرا تيره مىدارى ؟ - و اين آيين تست كه ، با هر فاضل بلند همتى اين چنين رفتار مىكنى . - آرزوها را دگرگونه جامهء عمل مىپوشانى ، كاستى و حرمان را در آرزوها جايگزين مىگردانى . - هرگاه تو مرا از آن گروه مىپندارى ، سوگند بجان و زندگانيم كه سست گمانى است . - اين عذاب و شكنج را از من برگير ، و گرنه پيشگاه حضرت استاد شكوه خواهم برد . در ص 440 و 441 « خلاصة الاثر » چنين گويد : « پيامبر - عليه الصلوات و السّلام - را زيارت كرد ، آنگاه به گردش پرداخت ، پس سى سال به جهانگردى ادامه داد ، و در آنهنگام به حلقهء بسيارى از دانشمندان درآمد ، سپس برگشت و در ديار عجم مسكن گزيد ، تا جائى كه گويد : به اصفهان آمد و خبر آمدنش به گوش شاه عباس رسيد ، شاه عباس پيشنهاد كرد كه رياست علما را بر عهده گيرد ، پس اين سمت را ، بر عهده او گذاشت و مقامش را بالا برد ، و كارش بالا گرفت ، الا اينكه با مذهب پادشاه كه زندقه بود همراهى نداشت در انتشار شهرتش در بلاد اسلامى كوتاهى كرد ، و تنها نكته اى كه قابل ذكر است ، اينكه در محبت اهل بيت غلومى كرد . »
الغدير ( فارسي ) — صفحة 97 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)