ادامه دارد . ( از قصيده و مخمس ) ( 1 )
* * *
شرح حال شاعر
شيخ محمّد پسر حسين عبد الصمد حارثى عاملى جبعى ، شيخ الاسلام ، بهاء الملة و الدين ، استاد استادان و مجتهدين ، از شخصيتهاى بس نامدارى است كه شهرتش عالمگير است . و تبحر او در علوم و دانشها و موقعيت استوارى كه در فضل و ديندارى دارد ، از هر گونه ستايش و توصيف مستغنى است ، و نيازى نيست كه در مقام او سخن گفت ، چرا كه هر كس او را شناخته ، به خوبى شناخته است ، اين دانشمند الهى و فقيه محقق و عارف بزرگوار و مؤلف با ابتكار و بحاث نكته سنج و نيك انديش و اديب شاعر و برخوردار از همه فنون را ، همه مىشناسند . او يكى از نوابغ امت اسلامى ، و از نوابغ بزرگ ، قهرمان جهان دين و دانش و كسى است كه « محبى » در كتاب ( خلاصة ) خود 3 : 404 او را چنين معرفى كرده است :
« شيخ بهائى تأليفات و تحقيقات گوناگونى دارد ، و او از شايسته ترين كسانى است كه لازم است شرح حال و اخبار و مزاياى او را وجههء همت قرار داد ، و عالم را به فضايل و بدايعش آشنا كرد . او به تنهايى يك امت بود ، به جهت اينكه به همهء دانشها احاطه داشت ، و از دقايق فنون آگاه بود . و گمان نمىكنم كه زمانه نظير او را بياورد ، و همتايى بر او نشان دهد . خلاصهء سخن اينكه تا كنون گوش حقيقت نيوشان ، اخبارى شگفتتر از حالات و اخبار او
هامش
( 1 ) اين قصيده و تخميس آن ، در مجموعهء علامهء يگانه شيخ مرحوم ، على فرزند شيخ محمّد رضا كاشف الغطاء موجود است . اصل ، از شيخ بهائى ، و تخميس از شيخ على مقرى است . شيخ بهائى قصيده ديگرى هم دارد كه در آن واقعهء الغدير را توصيف كرده و اين قصيده را در « الانوار النعمانيه » ص 43 . و « روضات - الجنات » ص 637 مىتوان ملاحظه كرد .