شيخ حجت ميرزا محمّد رازى ساكن سامرا - به ملك على نوشته . به انتساب خود اشاره كرده است .
پسرش شيخ بهائى نيز ، در اجازه اى كه بسال 1015 به مولى صفى الدين محمّد قمى صادر كرده ، به اين انتساب اشاره كرده ، و در ص 279 كشكول ( طبع مصر 1305 ) چنين آورده است : از نهج البلاغة ، از نامه اى كه أمير المؤمنين عليه السّلام به حارث همدانى جد گرد آورنده اين كتاب ، نوشته است .
و گروهى از بزرگان طائفه و مشايخ امت ، كه معاصر يا نزديك به عصر شاعر مورد ترجمه ما بودهاند ، به انتساب شاعر به آن اجداد پاك تصريح كردهاند ، كه از آن جمله است :
1 - پيشواى ما شهيد ثانى ، در اجازهء خود كه بسال 941 به اين شاعر صادر كرده است .
2 - شيخ حسن ، صاحب معالم ، بنا به روايت مستدرك ، در اجازه اى كه از اين شخصيت در سال 983 خواسته است .
3 - شيخ أبو محمّد پسر عنايت اللَّه ، مشهور به بايزيد بسطامى دوم ، در اجازه خود به سيد حسين كركى بسال 1004 .
4 - سيد ماجد بن هاشم بحرانى ، در اجازهء خود به سيد أمير فضل اللَّه دست غيب بسال 1023 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٤