تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
در باب امامت و وجوب طاعت ، نص روشن و معتبرى است كه عقل سليم ، نادرستى تأويل در آن را اثبات مىكند ، چنان كه حال و مقام حديث هم آن را قبول ندارد ، آنجا كه پيغمبر فرمود : آيا من بر شما از نفسهايتان اولى و برتر نيستم ؟ و معنى اين عبارت ، بعد از نزول آيهء * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ . . . . ) * ، و نظاير آن كاملا روشن است . و اصحاب تأويل از معنى اين شعر ابو الطيب غفلت كرده‌اند كه گفت : - فرض كن كه من بگويم اين صبحگاه روشن ، شب است . آيا با اين گفته ، عالميان از پرتو روز محروم مىمانند ؟

شرح حال شاعر

عز الدين شيخ حسين پسر عبد الصمد شمس الدين محمّد و او پسر زين الدين على و او پسر بدر الدين حسن و او پسر صالح بن اسمعيل حارثى همدانى عاملى جبعى است . اين شاعر از روزگار حضرت على عليه السّلام در خانواده اى كه بواسطهء ولاى خاندان عترت و عصمت به شرافت و مجد موصوف بوده ، پرورش يافته است . و بىجهت نيست كه أمير مؤمنان على عليه السّلام ، به جد اعلاى اين شاعر يعنى حارث بن عبد اللَّه اعور همدانى خارفى ( 1 ) بهنگام وفاتش ، عقيده و ايمان درستش را تصديق كرده و ولا و محبتش را بشارت داده است . شاعر مورد ترجمه ما ، مراتب انتسابش را به اين دوستار على ( همدانى ) در نامه اى كه به سلطان شاه طهماسب بسال 968 به خط خودش نوشته ، ياد كرده است ، و همين معنى را در اجازه اى كه به شاگردش شيخ رشيد الدين پسر شيخ ابراهيم اصفهانى ، بتاريخ نوزدهم جمادى الاولى 971 نوشته ، و نيز در ضمن اجازه اى كه - به نقل از مستدرك الاجازات ( 2 )
هامش
( 1 ) خارفى به كسر راء ، منسوب به خارف ، ناحيتى از همدان است . و او را حوتى هم گفته‌اند كه آن هم منسوب به ناحيه اى از همدان است . ( 2 ) يكى از بخشهاى « مستدرك البحار » شيخ اجل رازى . كتاب گرانمايهء ضخيمى است كه مطالبى را كه علامه مجلسى - قدس سره - نياورده ، نقل كرده است . و اين اثر بزرگ به چندين جلد سر مىزند ، و اجازاتى را - در حدود دو هزار اجازه - گرد آورده كه مىتوان با مجلدات بحار مقايسه كرد . و براى كسى كه به پژوهش در اين اثر ارزنده بخيزد ، آشكار مىشود كه از هر كران ، علم از آن مىتراود ، و فضيلت فراوانى را در بر گرفته ، و چيزهايى دارد كه بيان ، از اداى حق و همت از ادراك مقام آن عاجز است ؟ و زبان ستايشگران به پايگاه اين كتاب نمىرسد . اين كتاب گرانمايه ، نام او را همواره پايدار و جاويد داشته ، و زبان شكران بهره مندان را ، پيوسته به ذكر خير گشوده است . - قدس اللَّه روحه و طيب رمسه - .