- تو نورى هستى ، كه بر هر فروغ دگرى چيره شدى ، و همه از اين نور هدايت تو بهره مند مىشوند .
- تو همواره در پس پرده مىتابيدى ، حتى آنگاه كه آدم و حوا ، قدم به عرصهء وجود نگذاشته بودند .
- پس خداى ، ترا بهترين انبيا و پيغمبرى قرار داد ، كه نصيحت و تقوا و و آيين وفا را در جهان پياده كند .
- مردم را به آئين پاك و بخشنده و آسانگير دعوت كردى . خدايا ! اين چه دعوت زيبايى است !
- با تيغ و نيزههاى بلند ، به پيكار مشركان و دشمنان رفتى ، دشمنانى كه بر نابودى تو كمر بسته بودند .
- خاندان تو ، بهترين و بزرگوارترين خاندانها ، و همه ، مردانى پرهيزگار و دانشمند بودند .
- همه ، باغهاى كرامت و بخشش ، و ارواح پاك ، و در مقامى از سماجت بودند ، كه ميوهها و ثمراتش بهمگان مىرسيد .
- خير و سعادت ، از محضر آنها گرفته مىشود ، و همواره خوان كرمشان گسترده است ، و دعاها در آستانشان مستجاب مىشود .
- اى پيشوايان ! شما هدايتگر ، و بهنگام رسيدن سختيها وسيلهء رسيدن من به سعادت و بهروزى هستيد .
- من اين شعر را ، همچون در و گهر ، به هواى شما پرداختم و به نظم كشيدم .
- درود خداى بزرگ بر شما باد ، تا هر زمان كه سپيده مىدمد ، و شب دامن مىكشد .
- تا آنگاه كه عاشق دلباخته اى ، به بانگ حزين بانگ مىزند ، كه « اى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٣٥