قرص و استوار است .
- پيشوايى كه در تاريكيها و سختى روزگار ، هرگاه كسى دست حاجت به دو برد ، با « يد بيضا » حاجت او را روا دارد .
- هرگز سخن زشت ، از او شنيده نشده ، و بسا آتش فتنههاى كور را فرو نشانده است .
- همهء اين خاندان ، به مقام خردمندى و كمال رسيدهاند ، و ديباچهء افتخارات ، به مفاخرشان آراسته است .
- گوش به لهو و غنا نداده ، و بسا اغنيا ، كه از بخشش ايشان برخوردار گشتهاند .
- آنگاه كه نيزهها را به دست بگيرند ، ميدان كارزار را از خون دشمنان رنگين مىكنند .
- غرامتهايى كه در گرد و خاك ميدان گرفتهاند ، همچون اختران آسمان برق مىزند .
- از نوك قلمشان نيزهها ساخته ، و بدان حمله مىبرند . و دشمنان از تيغ قلمشان ، لرزه بر اندام دارند .
- از كاغذها و قلمشان ، گلها شكفته ، كه شبنم بر روى آنها مىلغزد ، و حاشيهء گلها همه آراستهاند .
- گلهايى كه در سراسر روزگار ، شاداب و شكوفايند ، و حال آنكه گلهاى ظاهرى ، با نرسيدن آب ، پرپر و پژمرده مىشوند .
- با سحر بيان و با حكمت و دانش و شعر رسا ، همه را اسير و مجذوب خويش كردهاند .
- اى دارندهء بلاغت و اى سخنور توانايى كه ميوههاى شاداب بلاغت ، از دانشتان بر همگان داده مىشود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٨٩