تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
- برخيز و مركب مرا - كه پس از سركشى به نيكويى راه شده - آمادهء ميدان كن . - سمندى كه در ميدان الهى گام بر مىدارد ، و گرد و خاك ميدانش ، بخور عطر آگين و مشام نواز است . - اسبى كه بر فراز تيرها پاى مىگوبد ، و به رقص در مىآيد ، و جامه سپيد و سياه بر تن دارد . - خوشا بر تشنه كامى كه از شراب و باده ، و از دلال وقار معشوق سرمست است . - در نظر من ، جز آن آهويى كه به گوشوارهء اختران و جوزا آراسته است جلوه نداشته است . - جز على - صلوات اللَّه عليه - دارندهء آن همه خوى بلند ، هيچ ماه تابان و خورشيد پرتو افكنى ، مرا بسوى خود جذب نمىكند . - دارندهء مفاخر بزرگ ، كه بر آسمان افتخار ، اوج گرفته ، و كمالاتش بيرون از شمار است . - براى جويندهء آرزوها ، او بهترين جايزه است ، كه در اين دنياى پرملال مىتوان به چنگ آورد . - هيبت و وقار را ، با گشاده رويى چنان درآميخته ، كه گويى آب و آتش از بين ابرها با هم پديد آمده‌اند . - از كف او ، بر دوستان غنيمت و آسايش ، و بر دشمنان ، درد و رنج فرو مىبارد . - سلالهء پاكى كه انديشه‌هاى استوار دارد ، راد مردى با انديشه‌هاى نافذ و استوار . - بهنگام عبادت ، از ترس خدا ، لرزه بر اندام ، و بهنگام مبارزه با پيشامدها