- برخيز و مركب مرا - كه پس از سركشى به نيكويى راه شده - آمادهء ميدان كن .
- سمندى كه در ميدان الهى گام بر مىدارد ، و گرد و خاك ميدانش ، بخور عطر آگين و مشام نواز است .
- اسبى كه بر فراز تيرها پاى مىگوبد ، و به رقص در مىآيد ، و جامه سپيد و سياه بر تن دارد .
- خوشا بر تشنه كامى كه از شراب و باده ، و از دلال وقار معشوق سرمست است .
- در نظر من ، جز آن آهويى كه به گوشوارهء اختران و جوزا آراسته است جلوه نداشته است .
- جز على - صلوات اللَّه عليه - دارندهء آن همه خوى بلند ، هيچ ماه تابان و خورشيد پرتو افكنى ، مرا بسوى خود جذب نمىكند .
- دارندهء مفاخر بزرگ ، كه بر آسمان افتخار ، اوج گرفته ، و كمالاتش بيرون از شمار است .
- براى جويندهء آرزوها ، او بهترين جايزه است ، كه در اين دنياى پرملال مىتوان به چنگ آورد .
- هيبت و وقار را ، با گشاده رويى چنان درآميخته ، كه گويى آب و آتش از بين ابرها با هم پديد آمدهاند .
- از كف او ، بر دوستان غنيمت و آسايش ، و بر دشمنان ، درد و رنج فرو مىبارد .
- سلالهء پاكى كه انديشههاى استوار دارد ، راد مردى با انديشههاى نافذ و استوار .
- بهنگام عبادت ، از ترس خدا ، لرزه بر اندام ، و بهنگام مبارزه با پيشامدها
الغدير ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٨٨