تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
كنم ، و امتثال امر او را واجب ديدم ، و مخالفت فرمانش را از توانايى خود بيرون ديدم . پس اوامرش را امتثال كردم ، و من نيز خواستهء تشويق آميز او را كار بستم » . و استاد خودش سيد مدرس ، او را چنين ستوده است : « اين ديوان مولانا على ، آن بزرگوار بخشنده كه - همچون گلزارى كه باران و ابر برگهايش را شستشو داده - برق مىزند . در اين ديوان گوهر و مرواريد به چنگ مىآورى . دريايى است با آب شيرين خوشگوار » ( 1 ) . اين شاعر ، ديوان خود را با يك مقدمه و ابوابى جند و يك خاتمه مرتب كرده است . وى - كه خدايش رحمت كند - مسافرتهاى زيادى كرده ، و در شهرهاى ايران - از جمله شيراز و اصفهان - رفته و مانده است . در سال 1120 ، آنجا را به نجف اشرف ترك گفته ، و در باب پنجم ديوانش - در ضمن قصيده اى به سال 1122 - سيد مدرس حائرى را مدح كرده ، و در آن ، قصيدهء مدحيهء سيد را پاسخ گفته . است . و اين قصيده نشان مىدهد كه در فضائل و نبوغ ادبى و آراستگى به اخلاق كريمه ، تا چه پايه بوده است . اينك قصيده را مىآوريم : - برخيز و آفتاب باده را در بين ياران بچرخان ، تا مگر تاريكيهاى غم را روشن كند . - اينك از آتشدانهاى گلها ، بوى خوش برخاسته ، و عطر خود را همراه آتش براق ، به هر سوى مىفرستد . - شبنم بر گلبرگها جنان آرميده ، كه گويى گيسوان بر گلرخان نمايان است . - مرواريدهاى شبنم صبحگاهان ، بر سيماى شقايق نشسته ، و در برابر تماشاگران ، چهره آراسته است . - گويى نطفهء اشك ، بر پلك ديدگان نابينا نشسته است .
هامش
( 1 ) ابيات در ص 246 ديوانش ذكر شد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 287 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)