تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
- و در بابل ، بامر خدا ، آنجا كه شب دامن خود را مىگسترد ، آفتاب بخاطر او بازگشت داده شد . - و در غدير خم ، خبر غيبى رسيد كه او را خدا امير و پيشوا قرار داده ، و همه بيعت كنند . - هنگامى كه احمد مرسل ، به مرسلات از جانب خدا بايستاد ، و ضمن خطبه اى پيام خدا را رسانيد . - فرمود : هر كه را من پيشوايم ، اين على حيدر پيشواى اوست ، و او وصى بلا فصل من است . - و بلا فاصله همه مردم به تبريك آمدند و همهء پارسايان و خدا جويان به اشتياق بيعت كردند . - كجا فهم ما مردم ، مىتواند به كنه اوصاف او برسد ؟ آيا ريگهاى بيابان را مىتوان شماره كرد ؟ ! شاعر ، قصيدهء 118 بيتى ديگرى دارد ، كه در مدح امير مؤمنان عليه السّلام سروده و در آن چنين گفته است : - هر كجا باشم : تو همواره نصب العين من هستى . و اين راه بر حقى كه پيش گرفته‌ام ، بهترين روشها و راهها است . - من آرزوى حيات دارم ، اما تو از من روى گردانى . در نظر من ، مرگ از ناديدن چهرهء تو زيباتر است . پس از ابياتى چنين مىگويد : - خداى ، دين خود را به محبت و ولاى على - صلوات اللَّه عليه - كامل گردانيد . و آيا در بين مفاخر ، بالاتر از اين افتخارى هست ؟ - افتخارى كه جبرئيل امين ، علنا مقام او را آشكار كرد . - گفت : شمشيرى جز ذو الفقار و جوانمردى چون على عليه السّلام نيست . اين
الغدير ( فارسي ) — صفحة 273 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)