مواساتى و ايثارى است كه عقل ، از درك آن عاجز است .
وحى در كنار او و در خاندان او بود ، كه بر پيغمبر نازل مىشد . و آيات كتاب الهى ، از هم تفضيل مىيافتند .
- و همو بود كه بر كتف پيامبر سوار ، بتها را همگى شكست و پائين انداخت اين عزت و سعادتى است كه به او اختصاص دارد .
و در ادامهء اين ابيات مىگويد :
- به سوى غرى ( نجف اشرف ) برو ، كه در آنجا رازى پنهان هست .
- بىهيچ غرورى كفشها را در آور ، و نداى تكبير و تهليل را سرده .
- بگو : بر تو درود و سلام باد ، اى آنكه مهر تو مكمل و تمام كنندهء دين ما است .
- آنجا است كه چشم و اسرار الهى را سراغ توان گرفت ، و معانى دقيق و اول و آخر حقايق را درك كرد .
- آن فرمانرواى دادگرى كه حقيقت را مىبيند ، و خير و شر كردار بندگان را تشخيص مىدهد .
- او گيرندهء حقوق بيچارگان ، و رها كنندهء هواى نفس ، و پس از پيمبر ، بهترين مسلمانى است ، چه مسلمانان پا برهنه يا موزه دار .
- واى بر كسى كه با كناره گيرى از او به گمراهى افتاد ، و بر پيامبر ، از روى جهل ، افترا و دروغ بست .
- كور كورانه رهبرى مسلمانان را در غير موضع اصلى آن پنداشت ، و اين خداست كه مىداند رسالت و اقامت را كجا قرار دهد .
- در فضيلت على عليه السّلام در غدير ، اين بس كه ديگران ، از هر سو آمدند ، تا با او بپيوندند .
- آنگاه كه جبرئيل امين ، بر پيمبر امين وحى آورد ، و پيام سعادت و سلام
الغدير ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٥