تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مواساتى و ايثارى است كه عقل ، از درك آن عاجز است . وحى در كنار او و در خاندان او بود ، كه بر پيغمبر نازل مىشد . و آيات كتاب الهى ، از هم تفضيل مىيافتند . - و همو بود كه بر كتف پيامبر سوار ، بتها را همگى شكست و پائين انداخت اين عزت و سعادتى است كه به او اختصاص دارد . و در ادامهء اين ابيات مىگويد : - به سوى غرى ( نجف اشرف ) برو ، كه در آنجا رازى پنهان هست . - بىهيچ غرورى كفشها را در آور ، و نداى تكبير و تهليل را سرده . - بگو : بر تو درود و سلام باد ، اى آنكه مهر تو مكمل و تمام كنندهء دين ما است . - آنجا است كه چشم و اسرار الهى را سراغ توان گرفت ، و معانى دقيق و اول و آخر حقايق را درك كرد . - آن فرمانرواى دادگرى كه حقيقت را مىبيند ، و خير و شر كردار بندگان را تشخيص مىدهد . - او گيرندهء حقوق بيچارگان ، و رها كنندهء هواى نفس ، و پس از پيمبر ، بهترين مسلمانى است ، چه مسلمانان پا برهنه يا موزه دار . - واى بر كسى كه با كناره گيرى از او به گمراهى افتاد ، و بر پيامبر ، از روى جهل ، افترا و دروغ بست . - كور كورانه رهبرى مسلمانان را در غير موضع اصلى آن پنداشت ، و اين خداست كه مىداند رسالت و اقامت را كجا قرار دهد . - در فضيلت على عليه السّلام در غدير ، اين بس كه ديگران ، از هر سو آمدند ، تا با او بپيوندند . - آنگاه كه جبرئيل امين ، بر پيمبر امين وحى آورد ، و پيام سعادت و سلام