تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
- بين من و آن دوست خود ، يك فرومايه احمقى كه كنه‌ها دور سبيل او مىچرخند ، فاصله انداخته است . هرگاه يك فرد برجسته اى بين ما داورى كند ، دل من قرار و آرام مىگيرد . - مارقين ، فضيلت على عليه السّلام را انكار كردند ، و همين انكار و دشمنانگى ، آنها را به جهنم برد . - و حقا كه آزمايش زندگى ، يك سنت قديمى است ، و خردمندان از آن مىگذرند . - و گاهى بيسوادان ، زمام امور مردم را به دست مىگيرند ، اما از وجود سخنوران دانا استفاده مىشود . - فرمانروايان ما ، خود حيران و نادانند . و شمار ناقصان ، پيوسته رو بفزونى است . - اين عادت زمانه است كه همچو منى را كنار مىزند ، و اين اصلى است كه هميشه صادق است . - بر آن كسى كه بر من مىخواهد غلبه كند ، بگو ، و در بين داوران نيز بگو كه : اين چه آتش افروزى است ؟ - و تو مىخواهى آتش از چوب آنها برگير ، يا رهايشان كن ، تا كه خاكستر شوند . - دريغا كه اين روزگار ، تفاوتى بين احمق نادان و سخنور دانا نمىگذارد . - مادام كه تو به پاكى در ميان ما هستى ، تحمل اين ناگواريها بر ما آسان و دوستى ما برقرار است . و نيز گفته است : - از من به آن سرزمينى - كه فرسنگها دور مانده - درود ، و همواره اشگهايم نثار آن خاك باد .