تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
به صفت زهد و تقوى و صلاح بود ، تا جائى كه درباره او گفته‌اند : در زهد و پارسائى و بىاعتنايى به دنيا ، به حدى بود كه دست به هيچ دينار و درهمى نزده بود ، و هر كارى كه در طول روز انجام مىداد ، يادداشت مىكرد و شب هنگام آنها را از نظر مىگذرانيد . هرگاه اعمال شايسته بود ، خدا را سپاس مىگفت ، و چنانچه جز آن بود ، استغفار مىكرد ، و از خدا آمرزش مىخواست . و هيچيك از خدمتكاران را ، در حرم تأديب نمىكرد .

شرح حال شاعر

قاضى جمال الدين پسر محمّد پسر حسن پسر دراز مكى ، از مردان خوش گفتار و زبان گوياى فضيلت است . او از معاريف سخن و مشاهير شعر ، و از بزرگان قضات بود . سيد على خان در « سلافة العصر » ص 107 ، شرح حال او را آورده ، و از وى به نيكى ياد كرده و نوشته است : او جمال دانش و معرفت ، و مردى پرهيزكار بود . سايهء علم و كمال را ، با طراوت تمام گسترده ، و ماه و خورشيد فضلش ، همه جا را روشن كرده بود . دريايى از علم بود كه همواره موج مىزد . و آوازهء دانشش در همه جا پيچيده ، و در هر سرزمينى ياد و نامش گسترده بود . اخبار علم و كمالش را سواران بهرسو مىبردند ، و آوازهء دانشش در هر مكان و سرزمينى طنين مىافكند . پايهء ادب او را هيچ اديب ماهر نرسيده بود ، و هيچ آگاه با فضلى به ژرفاى دانشش راه نيافته بود . زيورهاى بلاغت ، از حصار استوار سخنش مىباريد . و در پيشانى براعت و برترى ، نشان تفوق او اثر مىگذاشت . بهنگام نثر ، مرواريد برشته كشيده شده ، به پايگاه آن نمىرسيد ، و گوهر بسلك كشيده ، در برابر نظمش بىمقدار بود . حسن خطش ، خد و عذار