تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
- تو در اصلاب پاك بودى ، كه به معراج بلندترين پايگاه رسيدى ، و در ردهء بزرگواران قرار گرفتى ، و از همان هنگام به وحدانيت خدا لبيك گفته و اقرار آوردى . - در برابر اين مزايايى كه نور و روشنايى آن ، شبهاى تيره را روشن مىكند ، اين كدامين مغرور است كه با تو برابرى تواند كرد ؟ - و آن كدام نادان است ، كه در عرصهء دانشها ، با تو به مسابقه و مقابله برخيزد ؟ چنين كسى ، جز انسان تهى از فهم ، نمىتواند باشد . - تو ، در ميان هر فضيلتى ، بهترين ، و در صدر هر كمالى ، صدر نشين هستى . - خاندان تو ، از منكران نادان منزه است . و بخيلان را به تبار و خاندان تو راهى نيست . - پس جاويد و پايدار بمان ، كه سلامت وقف تست ، و مدح و ستايش تو ، چندين برابر ، و روز افزون باد . نقل از سلافة العصر ص 117 ، سلوة الغريب ، كه هر دو از سيد على خان مدنى است . در دنبالهء شعر فوق بايد گفت : پيش از اين ابيات ، شاعر ما نامه اى دارد خطاب به شريف اجل امير نصير الدين حسين پسر ابراهيم پسر سلام ، كه بسال 1023 در طائف وفات يافت و در مكه مشرفه به خاك سپرده شد . اين نامه در نوع خود ، بديع و جالب است و انشايى بليغ دارد . گوهر كلماتش به سلك كشيده شده ، و مرواريد كلامش به خوبى نظم يافته . تمام اين نامه ، در سلافة العصر صفحهء 117 - 119 آورده شده است . و اين امير نصير الدين ، همان عموى جد سيد على خان مدنى صاحب « سلافة » مىباشد ، يعنى برادر سيد احمد نظام الدين جد سيد على خان . صاحب « سلافة » در « سلوة الغريب » مىنويسد : او امامى فاضل ، و در علوم عربيت مجتهدى مبرز . و آراسته