تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
- آيا نمىبينى كه گردش ايام ، دايره وار بدنبال هم مىچرخد و سپرى مىشود ، و در آن ميان ، راهى به نجات نيست . - زمانه ، خوى بدى دارد كه همواره ، از پس شادى اندوهى مىآورد . و مردم زمانه ، اگر هم دير گاهى بزيند ، كوچ خواهند كرد . - بر اينكه قضا و قدر حتمى الهى حكمرانى كند ، همواره خشنود و تسليم باش . و صبر و شكيبائى در اين راه ، بس زيبا است . 30 - هرگاه خردمند هستى ، عنان اين جهان را رها كن ، زيرا نالهء زنان ناله كننده را فرياد رسى نمىكند . - چقدر شاهان و مالكان ، كه دنيا نابودشان كرده ، و ملك و مالكيتشان ناپذير شده است . اما ملك خدا بى زوال و جاودانه است . - اين دنيا به چه كسى وفا كرده است ؟ پيوسته حوادث دنيا ، با لشكر مصائب بر ما مىتازد . - و چه كسى از حملهء او جان سالم بدر برده و از دسترس دنيا - و لو آدم قويدستى هم بوده - خود را نگهداشته است ؟ . - جمع نيكان و ياران را مىپراكند ، و خوشى آنها را بر هم مىزند . و هميشه قرين ملالت و دلتنگى است . 35 - در اين جهان ، سود عين زيان ، و صفا ، عين تيرگى و ظلمت است . شيرينى همانا تلخى ، و گرامى ، همواره خوار و بيمقدار است . - آنكه از اين جهان كوچ مىكند - و لو اينكه عيالوار باشد - به آرامش مىرسد ، و كسى كه به دنيا دل بسته و به خاندان و عيال دلخوش كرده است ، هلاك مىگردد . - جانم فداى كسانى باد كه به نعمتهاى دنيا دل نبسته‌اند ، و ناپاكيهاى جهان ، دامنشان را نيالوده است .