تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
است كه برادر كوچك نام برادر بزرگ را براى كتاب انتخاب كند ، و عكس اين خيلى بندرت اتفاق مىافتد ، و آن هم از سوى كسانى كه اسارت نفس اماره ، آنها را به خاك هلاك نشانده است . اين مرد ، حرفهاى پوچ و بيمعنى ديگرى در اثبات پندار خود بهم بافته ، و صفحهء تاريخ خود را با چيزهايى كه عقل و منطق ، آنها را قبول ندارد ، سياه ساخته است . او غفلت داشته از اينكه شيخ حسين پدر شيخ بهائى ، تاريخ ولادت او و برادرش را در نامه اى كه در ( رياض العلماء ) در شرح حال او آمده ، ذكر كرده است ، و عباراتش اين است : « تولد مبارك دخترم شب يكشنبه سوم صفر سال 950 ، و تولد برادرش ابو الفضائل محمّد بهاء الدين - اصلحه اللَّه وارد شده - در غروب آفتاب چهار شنبه بيست و هفتم ذى حجة سال 953 و تولد خواهرش ام ايمن سلمى در پس از نيم شب ششم محرم سال 955 ، و تولد برادرش ابو تراب عبد الصمد شب يكشنبه حدود يكساعت از شب مانده در سوم صفر سال 963 در قزوين اتفاق افتاده است . و تولد خواهر زاده اش سيد محمّد ، شب شنبه 28 صفر همان سال در قزوين صورت گرفته است » . بنا براين شيخ بهائى ، دوازده سال و سى و شش روز از برادرش شيخ عبد الصمد - عليرغم پندارهاى اين نويسنده - بزرگتر بوده است . و اين نويسنده مىتوانست بزرگى سال شيخ بهائى را از اجازه اى كه پدرش بر او و برادرش داده است ، و در آن نام شيخ بهائى را جلوتر از برادرش ياد مىكند ، استفاده بكند . متن عبارت اجازه اينست : « من اين اجازه را بر فرزندم بهاء الدين محمّد و ابو رجب عبد الصمد - حفظهم اللَّه تعالى - پس از آنكه پسر بزرگم پيش من بسيارى از علوم عقلى و نقلى را بطور كافى فرا گرفته ، داده‌ام » الخ . و به همين طور ، مشايخ اجازه همه جا شيخ بهائى را مقدم بر برادرش آورده ، و در اجازات خود به آن تصريح كرده‌اند ، و اين نويسنده به جاى اينكه به لافزنى