بزرگان كشورها - حتى در مصر با وجود خشونت و دشمنى اهالى آنجا - مورد احترام و زبانزد بود .
چنان كه شرح حال او و برادرش محمّد را ، حافظ علامه ابن حجر عسقلانى مصرى در تاريخ خود آورده و از هر دو تمجيد كرده است .
ضياء الدين هادى در ناحيهء « ذمار » در نوزدهم ذيحجه سال 822 وفات يافت و تولدش روز جمعه 27 محرم سال 758 بوده است مرگ او بر اهلبيت خود فاجعه بسيار بزرگى بود و گران تمام شد ، چنان كه از سطح معمول صاحبان ثروت در شهرها و بلاد محروم شدند ، و گروهى در مرگش مرثيه گفتهاند . و بهترين مراثى از آن ميان ، رثاى فقيه اديب عبد اللَّه بن عتيق معروف به « مزاح مروعى » است .
اين بود خلاصه اى از آنچه در « مطلع البدور » نقل شده است .
شمس الدين سخاوى در « الضوء اللامع » ج 10 ص 206 از اين شاعر ذكر كرده و گفته است : شيخ ما ، در « اخبار » خود از او ياد كرده و گفته است كه اين شاعر به علوم ادبى توجه خاص كرده و در آن سرآمد بوده و منصور فرماندار صنعاء را مدح گفته و در روز عرفه سال 22 ( 822 ) وفات يافته است .
و « ابن فهد » در « معجم » خود نوشته است كه : اين شاعر ، خوش سخن بوده ، و فضلا به شنيدن كلامش رغبت مىكردند ، و مؤلفاتى نيز داشته و از آن جمله است :
« الطرازين المعلمين فى فضائل الحرمين » و « القصيدة البديعية فى الكعبة اليمينه الثمينة » كه مطلع آن قصيده اين است :
خيال و آرزوى وصال ليلى ، شبانه به من روى آورد ، و دلم را در شكوه و لطايف بيكرانش ، واله و سرگردان ساخت ( 1 ) .
و سخاوى دربارهء برادر اين شاعر « محمّد بن ابراهيم بن على » شرحى آورده و در ضمن آن گفته است : تقريبا در سال 765 متولد شد و در شاعرى ممارست
هامش
( 1 ) اين بديعيه در جزء ششم الغدير ص 45 ط 2 از ايضاح المكنون نقل شده است .