محبوب خود اين ادعا را كرد ، عموميت دارد ؟ يا اينكه فقط اختصاص به آن حاكم دارد ؟ يا اينكه اختصاص به هر كسى دارد كه « با علوى » بخواهد او را زنده كند ؟
اينها همه مشكلاتى است كه حل شدنى نيست .
94 . « ابو بكر با علوى » پناه جوينده را نجات مىدهد
« شمس الدين عيدروسى » در « نور السافر » ص 84 از امير مرجان نقل كرده است كه مىگفت : « من با جمعى از دوستان در صنعاء بودم كه دشمن بر ما حمله كرد و دوستان از من متفرق شدند و اسبم كه جراحات زياد برداشته بود افتاد دشمن كه مرا محاصره كرد ، من صالحان را به كمك خواستم و نام شيخ ابو بكر رضى اللَّه عنه را به زبان آوردم و او را صدا كردم . ناگاه ديدم او ايستاده و به خدا سوگند كه در روز روشن او را ديدم و او از سر من و اسب گرفت و ما را نجات داد .
اسب در گذشت ، اما من به بركت او نجات يافتم خدا از او خشنود باد » .
95 . « سروى » موشها را مىپراند
« ابن عماد » در « شذرات الذهب » 8 : 187 نوشته است : « شمس الدين محمّد سروى مشهور به ابن حمايل كه به سال 933 در گذشت ، پيوسته از شهرى به شهر ديگر پرواز مىكرد و شبها به او حال دست مىداد و به زبانهاى غير عربى مانند فارسى و هند و زبان سياهان صحبت مىكرد » تا اينكه مىگويد :
« از كرامات او اينكه مردم يك شهر بزرگ ، از دست موش در خوردن خربوزهها شكايت كردند . وى گفت : در بوستانها و مزارع ندا دهيد كه محمّد بن ابى الحمائل گفته است كه از اينجا كوچ كنيد . پس از آن ديگر موشى در آنجا نماند اهالى شهر ديگرى در اين مورد از او درخواست كردند ، گفت : اصل ،