100 . عجايب و غرايب
« عيد روسى » در « النور السافر » ص 85 نوشته است : « بدانيد كه كرامات اوليا حق است و دلايل عقلى و نقلى بر آن در دست داريم . اما شواهد نقلى همان است كه در قرآن كريم و از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نقل شده و آن سرگذشت مريم و جريح و ديگران است كه پيغمبر نبودهاند و بدست آنها آن كرامات واقع شده است .
روايت شده است كه عمر صديق رضى إله عنه به هنگام مرگ به زنش كه حامله بود ، گفت كه دخترى بزايد و او زائيد .
از فاروق رضى اللَّه عنه آن قصه مشهور را نقل كردهاند .
از ذو النورين رضى اللَّه عنه نقل كردهاند كه مردى را كه به يك زن بيگانه نگاه كرده بود تذكر داد و او را فهمانيد .
از مرتضى رضى اللَّه عنه نقل كردهاند كه غلام سياهى كه دستش بريده شده بود ، امر كرد تا دستش به حال اول برگردد و برگشت .
و اما كراماتى كه از اولياى خداى تعالى نقل كردهاند ، جدا زياد است .
از آن جمله گفتهاند كه بعضى اوليا به كوه مىگفتند : حركت كن و كوه حركت مىكرد . و مىگفتند : آرام گير ، كوه ثابت مىماند .
همچنين ذو النون مصرى به سرير گفته بود : خانهء خدا را طواف كن . او فورا طواف كرده و باز گشته بود و جوانى كه آنجا حاضر بود ، صيحه اى زده و مرده بود » .
، ، ، اين بود نمونه هايى از كرامات يا اسطورهها و چيزهاى دروغ و خرافى كه در كتابهاى « حلية الاولياء » ابى نعيم ، « تاريخ بغداد » خطيب ، « صفة الصفوة » ابن جوزى ، و « منتظم » او ، « مناقب احمد بن حنبل » ، « تاريخ شام » ابن عساكر