تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
يا فرمان داده ، تا چه رسد به اينكه بر او لعنت كنند ، زيرا نمىتوان مسلمانى را به يك گناه كبيره بدون تحقيق متهم كرد » . آنگاه احاديثى در مورد نهى از نفرين مردگان نقل كرده و گفته است : « هرگاه بپرسند كه آيا مىتوان گفت : خدا بر قاتل حسين لعنت كند ، يا خدا بر كسى كه فرمان قتل او را صادر كرده لعنت كند ؟ مىگوئيم صواب اينست كه بگويند : هرگاه قاتل حسين قبل از توجه كردن از دنيا رفته است ، خدا بر او لعنت كند . وحشى قاتل حمزه عموى رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى او را به قتل رساند كه خودش كافر بود ، سپس از كفر توبه كرد . و با اينكه قتل گناه كبيره است ، نمىتوان مرتكب آن را لعنت كرد . و قتل به مرتبهء كفر نمىرسد و هرگاه لعنت مقيد بر توبه نشود و بلا شرط صورت بگيرد ، درست نيست و اما در سكوت و نگفتن لعن هيچ خطرى نيست ، پس نگفتن لعن بهتر است » . اكنون اى خوانندهء بزرگوار ، ملاحظه كن كه اين اباطيل كه در لابلاى « احياء العلوم » راه يافته ، آيا از نظر پيغمبر بزرگوار ما صلَّى اللَّه عليه و آله مىتواند خوب شمرده شود ؟ و آيا دفاعى كه اين مرد از شيطان كرده ، يا از « يزيد » زادهء درنده كه كردارش چشم آل اللَّه عليهم السّلام و صالحان امت محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله را دربارهء پارهء جگر آن بزرگوار تا ابد اشكبار ساخته - مىتواند پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را مسرور كند ؟ آيا بر يك مسلمان وارسته سزاوار است كه خاندان پليد اموى را منزه بداند ، در حالى كه بر فقه اسلام و موازين آن اطلاع داشته باشد ، به تاريخ امت اسلامى آگاه باشد ، نفسانيات خاندان اموى را كه در گناه سقوط كرده‌اند ، بداند ، و با وجود اينها جنايات « يزيد » تبهكار و طغيانگر را نداند يا تجاهل كند ؟ آيا با وجود اين همه سخنان زشت و دروغ كه اين جانى پليد ابراز كرده و با آنهمه فحشا و منكرى كه در عالم اسلام پديد آورده و با وجود اين همه كردارهاى پست و گناهان و جرائمى كه از اينان در صفحهء روزگار به جاى مانده ، مىتوان از