تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
معذالك كسانى هستند كه هيچيك از اينها در ارادهء استوار و ايمان تزلزل ناپذيرشان نمىگذارد ، اما چه فايده كه عامه پيرو اين چند تن نيستند . اما حسين ( ع ) پيشواى هدايتگر و راهنما ، نوادهء پاك پيامبر گرامى ، و رمز شهادت و فداكارى و ستم ناپذيرى پيوسته در تقبيح آن كار ننگين مىكوشد و خلق را آگاه مىسازد و به مخالفت برمىانگيزد و هشدار مىدهد كه مصالح عمومى اسلام با ولايتعهدى و مخصوصا ولايتعهدى يزيد به خطر افتاده و بايد با آن مبارزه و ستيزه كرد ، و اهميتى به اين نمىدهد كه مردم سخنش را به گوش مىگيرند و اطاعت مىكنند يا نه ، او وظيفه اش را در اين مىبيند كه وضع و مصلحت را براى آنان روشن سازد و آنان را با وظيفه شان آشنا گرداند . به تهمت معاويه كه مىگويد او با ولايتعهدى يزيد موافقت نموده و بيعت كرده اعتنائى نمىنمايد و نه به تهديدات مكرر و پياپىاش ، و نه در راه خدا سرزنش طعنه زنان را به چيزى مىشمارد و به اين رويه ادامه مىدهد تا معاويه با ننگ و گناهكارى مىميرد و به درك و اصل مىشود ، حسين ( ع ) در حالى از دنيا مىرود و رو به رحمت خدا مىآورد كه وظيفه اش را به تمامى و به نيكوترين وجه بپايان برده و رمز جاودانگى و بهره مندى از خشنودى ايزدى گشته است . آرى حسين ( ع ) در حالى به ديدار رحمت پروردگارش نائل مىآيد كه قربانى بيعت يزيد است ، همان گونه كه حسن مجتبى ( ع ) قربانى گشت و او را براى تحقق بيعت پليد و شوم يزيدى زهر دادند ، براى بيعتى كه هزاران بدبختى و فلاكت براى امت اسلام بوجود آورد و باعث ويران كردن كعبه گشت و هجوم بر حريم هجرت بر مدينه - در جنگ معروف « حره » - كه در آن دختران مهاجران و انصار به معرض بىناموسى در افتادند و باعث سهمناكترين صحنه‌هاى تاريخى ، صحنهء كربلا ، كه در آن خاندان گهربار پيامبر ( ص ) تار و مار و ريشه كن گشتند و بانگ عزا و شيون از تمام خانه‌هاى آنان برآمد و از هر خانهء هر ديندارى و هر دوستدار پيامبرى ، و سيل اشك روان شد و هيچ كس ديگر روى خوش نديد و هيچ لب به خنده گشوده نگشت و بلاها و مصيبتها پياپى رو آورد . انا للَّه و انا اليه راجعون . و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون . كسى وليعهد گشت كه نه تنها هيچگونه صلاحيتى براى تصدى چنين مقام