اما جملهء « و او را از آتش مصون دار » - اگر صحت داشته باشد - اجازه نامه اى را مىماند براى ارتكاب هرگونه گناهى براى چون معاويه اى كه در لجنزار گناه و تباهى فرو رفته است . ديديم كه هر كارش را بررسى مىنمائيم مىبينيم جنايتى است و گناهى و رذيلتى بر ضد آدميت يا مصالح عمومى يا حق اين و آن ، به طورى كه گناه و جنايتى را مرتكب نانشده نگذاشته و دست به هر كارى كه خدا انجام دهنده اش را به آتش دوزخ تهديد فرموده آلوده است . اگر چنين عنصر پليد و تبهكار گستاخى در برابر آتش دوزخ مصونيت پيدا كند پس آن تهديدات و كيفرها كه در قرآن و سنت براى نافرمانها و تبهكارها آمده براى چيست ، آن وعده و وعيدها چرا ؟ ! « خدا از وعده و وعيدش تخلف نمىنمايد » ، « آنها كه مرتكب زشتكاريها مىشوند پنداشتهاند زندگى و مرگشان را بسان آنان كه ايمان آوردند و كارهاى پسنديده كردند مىگردانيم ؟ ! بد قضاوت و تصور كردهاند ! »
چنين مطلبى با مطالب مسلم شريعت اسلام تناقض دارد . با توجه به حقائق زندگى معاويه و ماهيت و شرح كردارش بود كه مولاى متقيان و چهرههاى درخشان اصحاب همواره اعلام مىداشتند كه معاويه در آتش است و دوزخى ، ( 1 ) با اين كه ممكن است همين روايت جعلى را مىشنيدهاند ، مگر اين كه پس از اظهار نظرها و گفتههاى آنان جعل شده باشد .
اگر موجودى چون معاويه ، معاويه اى كه مىشناسيدش و پيامبر اكرم ( ص ) او را بهتر از هر كس مىشناخت ، در برابر آتش دوزخ مصونيت پيدا كند و از عذابش ايمن باشد ، عنصرى كه حق مردم را بى حساب خورده و خونها ريخته و ناموسها برباد داده و دارائىها غارت كرده و مقدساتى لگدمال نموده كه شفاعت هيچ معصومى شامل حالش نمىتواند شد ، چه ارزشى باقى مىماند براى تهديدات و وعده و وعيد قرآن ! اين خواب و خيالى بيش نيست . اين ، تصورى جعلى است كه بر خلاف موازين الهى و حكم قرآن و سنت به منظور بزرگ كردن پسر ابو سفيان سرهمبندى كردهاند و براى ترويج و تكريم « خاندان جليل » وى يعنى فاحشه خانهء هنده و حمامه ! حتى براى كسى كه مختصر بهره اى از علم و حديثشناسى داشته باشد آيا روا
هامش
( 1 ) رك . آنچه در همين جلد از نظرتان گذشت .