را تغيير دهند و دگرگونه سازند ؟ ! ( 1 )
چه اجتهادى كه به موجبش براى دلجوئى موجود بىسر و پائى مثل « زياد بن امه » و جلب همكارى او حكم پيامبر ( ص ) را كه مىگويد « فرزند متعلق به بستر است و زناكار را سنگ كيفر » ، نقض مىكند و حدود و مقررات الهى را زيرپا مىنهند ؟ !
و به موجبش خلافت الهى را به يزيد شرابخوار بىبند و بار مىسپارد و هركه را با ولايتعهدى آن موافقت نمىنمايد به قتل مىرساند ؟ !
و بيزارى جستن از امير المؤمنين على ( ع ) را شرط بيعت خلافت كسى مىسازد كه اسير آزادشدهء مسلمانان بوده و پدرش هم اسير آزادشده اى بيش نبوده است ؟ !
و گذراندن شهادتهاى دروغ و تهمت زدن و دروغ گفتن و بهتان و نسبتهاى ساختگى و حيله و نيرنگ زدن براى وصول به هدفهاى پست و ننگين و نامشروع را جايز مىگرداند ؟ !
اين چه اجتهادى است كه تجويز مىكند پيامبر خدا ( ص ) را در مورد خاندان و عترتش بيازارد و اولياى خدا و بندگان صالحى چون اصحاب پيشاهنگ و تابعان نيكو سيرت و سرورشان را آزار دهد حال آنكه خدا در قرآن كريم مىفرمايد :
كسانى كه پيامبر خدا را مىآزارند عذابى دردناك دارند . و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بدون اينكه كارى كرده باشند مىآزارند مسؤوليت بهتان و گناهى آشكار را بر خويش بار كردهاند . و پيامبر ( ص ) مىفرمايد : هر كه مسلمانى را بيازارد مرا آزرده باشد و هر كه مرا بيازارد خداى عز و جل را آزرده باشد . ( 2 ) و از قول جبرئيل از جانب خداى متعال مىفرمايد : هر كه به دوستدار من اهانت نمايد مرا به نبرد خوانده باشد و هر كه با دوستدارم دشمنى ورزد به او اعلان جنگ داده باشم . و مىفرمايد : هركه دوستدارم را بيازارد جنگيدن با مرا روا شمرده باشد . و مىفرمايد : هر كه به دوستدار من اهانت نمايد جنگيدن با مرا روا شمرده باشد . و مىفرمايد : هر كه به يك دوستدارم اهانت نمايد با من آشكارا دشمنى
هامش
( 1 ) رك : همين جلد .
( 2 ) رك : الحاوى للفتاوى 2 / 47 .