نامهها پرده از منظور و هدف معاويه برمىدارند
اكنون بيائيد به پاره اى از نامههاى پسر ابو سفيان بپردازيم كه هدف و مقصودش را بر ملا مىسازد تا ببينيم از كشمكش با امام پاك و عظيم الشأن ما چه منظورى در سر داشته و آيا در پى چنگ انداختن بر مقام خلافت بوده و در اين راه با صاحب حقيقى خلافت و برازندهء آن ستيز داشته يا در پى چيزى ديگر بوده است ؟ ! آيا چنان كه ابن حجر ادعا مىكند هرگز در پى خلافت نبوده يا نه بر خلافت ادعاى او در پى خلافت بوده است و بس ؟ !
نعمان بن بشير نامهء همسر عثمان را پيش معاويه آورد كه در آن شرح مىداد چطور مردم ريختند بر سر عثمان ، و محمد بن ابى بكر ريش او را بر كند ، نامه اى شيوا و با مهارت و پر سوز و گداز كه هر كه مىخواند يا ميشنيدش بى اختيار گريه سر مىداد و دلش مىسوخت . و نيز پيراهن پاره و خونآلود عثمان را كه تارى چند از ريشش به دكمهء آن گره خورده بود . در اين وقت ، معاويه در شام به منبر رفت و مردم را گرد آورد و پيراهن را در برابر شان گسترد و نشانشان داد و شرح كه چه به حال عثمان آوردند . مردم گريستند هاىهاى ، و جانشان نزديك بود از غم و گداز بدرآيد .
آنگاه از مردم خواست به خونخواهى عثمان برخيزند . مردم شام پذيرفتند و به او گفتند : تو پسر عموى او هستى و تو ولى خون اوئى و ما همراه تو به خونخواهى وى بر مىخيزيم . و بر اثر آن با او بعنوان فرمانده بيعت كردند . و او نامهها نوشت و با فرستادگان به شهرها و دههاى شام روانه كرد . و به شرحبيل بن سمط كندى كه در حمص بود نوشت كه در حمص برايش بيعت بگيرد همانگونه كه مردم شام بيعت كردهاند . شرحبيل به خواندن نامهء